چهارشنبه 29 خرداد 1398 |

کربلای 4، رسم عاشورا، درس تاریخ

1397/10/04 یادداشت؛

کربلای 4، رسم عاشورا، درس تاریخ

حیات: گفته ام و نوشته ام بارها و بارها که دفاع مقدس ما را نباید در قواعدِ جنگ های جهان، تعریف کرد.

غلامرضا بنی اسدی

حیات: گفته ام و نوشته ام بارها و بارها که دفاع مقدس ما را نباید در قواعدِ جنگ های جهان، تعریف کرد. وقتی چنین تعریفی نباشد، ذیل آن قواعد هم تعریف نخواهد شد. دلیل این اصرار هم برای این است که نگاه و باور ما با دیگران متفاوت است. ما نه طالب جنگ بودیم و هستیم و نه جنگجو بودیم و هنوز هم نیستیم.

دیروز و امروزمان بر محور دفاع و ذیل مفهوم بلند "جهاد" تعریف می شود. جهاد هم شیوه مقابله ای است که اصلا چیزی به نام "شکست" در فرهنگ نامه آن وجود ندارد. این جا ایمان است که ترازوداری می کند و عیار نبردها و نقش آفرینی ها را "اخلاص" و خدا باوری تعیین می کند نه برد و باخت ها و آنچه در ظاهر پیروزی و شکست می نامند.

در کتابِ باورِ ما، دو صفحه وجود دارد؛ پیروزی و شهادت که آن را احدی الحسنین می خوانیم. هر دو نیز رستگاری و سعادت است. بی آنکه آسیب های پیامد پیروزی و شکستِ مرسوم جنگ ها، آن را تهدید کند. البته نگاه و باور ما هم با تهدید هایی مواجه است که جنسش فرق می کند.

ما غرور را، غفلت را، غبار گرفتگی را، و مواردی از این دست که می تواند اخلاص را به چالش بکشد، در شمار آسیب های حماسه ماندگار خود می دانیم و البته می کوشیم با احیای معارف دفاع مقدس و چنانکه مقام معظم رهبری فرمودند، ذکر نام و یاد شهدا در عمل، راه شهدا روشن بماند و برای همه مشتاقان و عارفان باز بماند. در این هندسه است که عملیات های جنگ را بلا استثنا- در شمار عملیات های پیروز می دانیم به ویژه عملیات های جریان سازی که امواج حیات بخشش بعد از جنگ هم همچنان بلند است.

پرداخت نظامی و درس آموزی از مواقف و فرازهای جنگ بماند برای دانشگاه های نظامی و طراحان دفاعی. آنان قطعا باید خط به خط جنگ را دقیق و حرفه ای بخوانند اما به لحاظ معرفتی، برای ما پیروزی، رزق و روزیی است که سر سفره عمل به تکلیف می گذارند. عیار این گوهر هم به اندازه اخلاص ارتباط مستقیم دارد. از این منظر، عملیات کربلای 4 نه یک عملیات شکست خورده که یک شاهکار است. فتح الفتوحی که تاریخ معنوی ما را، پشتوانه ای بی بدیل است. برومند فرزندان مخلص ایران در این میدان کاری کردند که شهادت تا همیشه میان دار بماند و تا این پرچم در اهتزاز باشد، عزت و استقلال را با هر نفس، احساس خواهیم کرد. نفسی که چون فرو می رود مُمِدّ حیات است و چون برمی آید مفرّح ذات. قطعا حماسه ای چنین را نه شکری که هزاران شکر لازم است و به راستی که ؛ از دست و زبان که برآید/ کز عهده شکرش به در آید؟ ما کوتاهی کرده ایم در انجام این شکر.

ما عاشورایی ترین جلوه دفاع مقدس را با معیارهای این جهانی و در تراز جنگ های دیگران سنجیده ایم حال آنکه جنس کار فرق می کند و ترازوی کار هم باید فرق کند. ما طلا را به باسکول سنجش آهن نهاده ایم حال آنکه ماهیتا با هم فرق می کنند. این فرق باید همیشه در ذهن ما باشد تا تفاوت در نگاه مان بنشیند. این تفاوت در دیدن، ما را به فهم کربلای 4 و بالاتر از آن به درک درست از عاشورا می رساند.....

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :