سه شنبه 29 آبان 1397 |

لطفِ خفیه و اقتدارِ آشکار

1397/08/02 یادداشت؛

لطفِ خفیه و اقتدارِ آشکار

حیات: ما، خمینی(ره) را " امام" می خواندیم. این هم یک شعار سیاسی نبود بلکه عمق باور ما بود و هست که در این واژه بلند، معنا می یافت و هنوز هم نو به نو، معنا می شود. چون چنین باوری داشتیم، سعی می کردیم سالک راهی باشیم که او چراغ داری می کرد و جوری زندگی کنیم که او می زیست.

یادداشت؛

لطفِ خفیه و اقتدارِ آشکار

غلامرضا بنی اسدی

حیات: ما، خمینی(ره) را " امام" می خواندیم. این هم یک شعار سیاسی نبود بلکه عمق باور ما بود و هست که در این واژه بلند، معنا می یافت و هنوز هم نو به نو، معنا می شود. چون چنین باوری داشتیم، سعی می کردیم سالک راهی باشیم که او چراغ داری می کرد و جوری زندگی کنیم که او می زیست. این هم باز یک شعار نیست که یک حقیقت است و نمونه عملی و مثال برتر این باور همین استقامتِ پدران و مادران شهدا بود و هست هنوز.

ما کم نداشتیم و ندیدیم پدران و مادرانی که در شهادت فرزند خویش، شهامت اهل ایمان و رضای متوکلانِ خالص را به تماشا گذاشتند. آنان اهل نمایش نبودند اما چشم جهانیان را به عظمتی باز کردند که جز از باورمندان مکتب امامت، ساخته نبود.

امام فقط حرف نمی زد بلکه عمل هم می کرد و ما شاگردان آن سخنانِ به عمل درآمده بودیم. مثلا ایشان رحلت آقا مصطفی(ره) را- که همین اول آبان چهلمین سالگردش را برگزار کردیم- لطف خفیه الهی نام نهاد و نگاه به افق های بلند را در نهاد جان ملت، نهادینه ساخت. او این کلید واژه را در باره جنگ تحمیلی هم بر زبان آورد تا ما در دفاع مقدس، صبر و رضای او در عروج مصطفایش را به یاد آوریم و در شهادت مصطفی هامان، چنان کنیم که او تعلیم مان فرموده است.

او در دل تلخی ها، شهد و حلاوت می دید و در ازدحام بلاها، گشایش را. آن دیده را هم زندگی می کرد و به ما هم می گفت زیستی چنین باید داشت. ما هم این راباور داشتیم و نتایج اش را هم دیدیم و امروز هم در‌می‌یابیم لطافت‌هایی را که آن روز پنهان بود و امروز نورش دل و دیده را یک‌جا روشنی می‌بخشد.

اگر به‌تأمل بنگریم، یادمان می‌آید دیده‌های پیش و هنوز هم می‌بینیم ققنوس را که از آتش آن داغ، بال کشید و می‌کشد و ان‌شاءا... خواهد کشید. چهل سال پیش، رحلت شهادت‌گونه سید مصطفی، کاتالیزوری شد برای شتاب حرکت انقلاب، بعد نمادی شد برای ایستادگی امام(ره) و ترجمه شد در رفتار پدران و مادران شهدا و امروز در باور مردم چنان نشسته است که همه می‌دانیم این ملک و ملت هرگز سترون نخواهد شد بلکه مانا و البته زایاست، انقلابی که با نام بلند خمینی(ره) در جهان نامبردار است.

آن روز‌ها را اگر ‌نه ما که بزرگان ما و تاریخ این ملک خوب در یاد دارند که می‌خواستند با خاموشی آقا‌مصطفی، انقلاب را به خاموشی بکشند اما شد همان ماجرای «مکروا مکر ا...» و دیدند و دیدیم و ایمان آوردیم که «و ا... خیر الماکرین» است و مکر را به مکر‌ورزنده برمی‌گرداند و طاغوتیان که «آیت‌ا... خمینی» را تاب نمی‌آوردند یک‌باره بعد از این ماجرا با «امام خمینی» رو‌به‌رو شدند که قامت‌کشیده بود و تبر‌ در دست داشت پیِ شکستنِ بتِ طاغوت. از آتش خشم نمرودیان هم به‌سلامت گذر کرده بود و بر امتحان گذشتن از فرزند که همچون جان آدمی است هم گذشت تا به جایی برسد که باید.

زیبا گفت آن روز‌ها شیخ حسن روحانی و خوب به تشریح مأموریت‌های حضرت ابراهیم(ع) پرداخت تا رسیدن به مقام امامت و بجا گفت: امام‌ اسماعیل‌ خودش‌ را هم‌ به‌ قربانگاه‌ برد و او را به‌ خداوند تقدیم‌ کرد. ابراهیم‌ خلیل‌(ع‌) وقتی‌ از همه‌‌ آزمایش‌ها سر‌بلند بیرون‌ آمد، به‌ جایی‌ رسید که‌ خداوند درباره‌‌ او فرمود: «إنی‌ جاعلک‌ للناس‌ اماما» من‌ تو را به‌ امامت‌ مردم‌ برگزیدم‌. بنابراین‌ من‌ هم‌ برای‌ رهبر عزیز انقلاب‌ لقب‌ «امام‌» را پیشنهاد می‌کنم‌ و می‌گویم‌ «امام‌ خمینی‌» و خمینی «امام» را معنایی نو شد تا انقلابیون بهتر بتوانند خود را در هندسه «امت-امامت» تعریف کنند.

همین تعریف هم بود که نگاه‌ها را به افق لبان روح‌ا... می‌دوخت تا اوقات معرفتی خود را به این افق تنظیم کنند. اوج این تنظیم را هم در رفتار خانواده شهدا می‌توان دید و نشان داد که ببینید باورمندان به خمینی(ره) چگونه لطف خفیه الهی را در شهادت فرزندان خود عیان می‌بینند و در مقام رضا صاحب چه شوکتی بی‌همانند هستند.

من، خود، دیده‌ام مادرانی را که پیکر هزارزخم فرزند خود را در خاک کردند و رزم‌جامه را بر تن پسر بعدی پوشاندند و او را به میدان فرستادند تا سنگر برادر خالی نماند. آنان از امام خویش آموختند که باید شهادت را درست فهمید و زندگی را در روشنای آن تنظیم کرد تا ستم و بیداد هرگز نتواند برآن سلطنت یابد.

درسی که خانواده‌های شهدا در دفاع مقدس گرفتند و ما امروز باید آن را تکرار کنیم این است که باید برای رسیدن به اهداف متعالی برای ملک و ملت از خود گذشت و -فراتر از این- باید از جانان که مهر فرزندی است هم گذشت. این آن قدرت متراکمی است که از هیچ هسته ای آزاد نمی شود و همه بمب های هسته ای هم در برابرش ناکارآمد است. این قدرتِ به اقتدار تبدیل شده فقط از ایمان مردم در تعریف امت- امامت برمی خیزد و سنگر های کلیدی جهان را فتح می کند، ان شاالله

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :