سه شنبه 29 آبان 1397 |

زیتون و رسالتِ دخترانِ شهدا

1397/07/25 یادداشت؛

زیتون و رسالتِ دخترانِ شهدا

حیات: برخی کلمات هستند که نه یک بار که چندین بار برای آدم معنا می شوند و در هر معنا ، جلوه ای تازه و گاه تمام دارند مثل همین کلمه مقدس و قرآنی "زیتون" که برای من معنایی شگفت یافت بعد از معانی متعدد که تا کنون در ذهنم نشسته بود و در ذهن شما و واژه نامه ها هم نشسته است.

غلامرضا بنی اسدی

برخی کلمات هستند که نه یک بار که چندین بار برای آدم معنا می شوند و در هر معنا ، جلوه ای تازه و گاه تمام دارند مثل همین کلمه مقدس و قرآنی "زیتون" که برای من معنایی شگفت یافت بعد از معانی متعدد که تا کنون در ذهنم نشسته بود و در ذهن شما و واژه نامه ها هم نشسته است. این بار اما این واژه این بار در جان هم نشست و هم بلندقامت، برخاست در شکوه یک دختر. در عظمت یک دختر شهید. دختری که تاریخ تولدش، درست یک بامداد بعد ازشهادت پدر بود، که نامش را "زیتون" گذاشتند؛ نشان صلح. قرار همین بود. قبل از این که "سید" عازم جبهه شود با بانویش برای اسم بچه ای که در راه بود به شور نشست. گفتند اگر دختر بود بشود زیتون، نماد صلح خواهی و اگر پسر بود، ابوذر، نماد حق خواهی. روز بیستم بهمن ماه 61 که رسید، نوزاد دختر بود و شد "زیتون" اما کسی خبر نداشت که سید محمد، که به نام" سید جبهه ها و سنگر ها" بلند آوازه شده بود، روز قبل از تولد دخترش راهی آسمان شده بود در عملیات والفجر مقدماتی. حالا زیتون باید بدون پدر پرچم صلح خواهی را به دوش می کشید تا دنیا بداند که ما اگرچه "مردِ جنگ" ایم اما "اهلِ جنگ" نیستیم. حتی در جنگی هم که به ما تحمیل شد، در قامت مجاهد به دفاع برخاستیم. پدر زیتون هم در دفاعِ مقدس، باز نقش "دفاع در دفاع" را داشت. در مهندسی رزمی جهاد سازندگی و در شمار همانانی بود که به عنوان "سنگرسازانِ بی سنگر" در دل ها می نشستند. زیتونِ قصه ما، پدر را ندیده است. حتی یک روز کوچک تر از شهادتِ پدر است اما به خلق و خوی او آراسته است. او از مادر و خویشاوندان و دوستان شنیده است که پدر، مردِ مهربانی های دریایی بود. مردی که نه برای دوست که برای دشمن هم نگاه و نیت خیر داشته است. مردی که زندگی را برای همه می خواسته است و این را بارها از زبانش شنیده اند که برای همه زندگی و زیبایی را از خدا بخواهید. حیف است از حضرت رحمانی رحیم چیزی جز رحمت طلب کنیم. سید محمد سید زاده در این نگاه و در این مرامِ صلح خواهی، تنها نبود بلکه منطق مجاهدان ما از دوران دفاع مقدس تا همین امروز و تا همیشه همین است. او حتی در دوران مبارزه با طاغوت و پنجه در پنجه شدن با ماموران سفاک ساواک هم همین نگاه را داشت و برای رسیدن به صلح حقیقی و آزادی در مفهوم بلند آن مبارزه می کرد و در دفاع از انقلاب و در جنگ هم همین خط را پر نورتر نوشت و نماد صلاح و صلح شد و زبانِ ملتی که می گفتند ما صلح طلبیم. رزمِ دیروز و تقویتِ بنیه دفاعیِ امروز، همه برای جلوگیری از دامن گستر شدن جنگ و برای پاسداری از صلح است. چند روز پیش که با "زیتون بانو" که من "دخترِ ایران" می خوانمش، به صحبت نشستیم، سخن از جوانمردی رزمندگان ما بود که حتی در برابر نامردی دشمن هم از این فتوت دست برنمی داشتند. وقتی زیتون از نگاه مصلحانه پدر شهیدش و جنگ ستیزی این مدافع قهرمان می گفت، یاد آن شعرِ معروفِ قیصر امین پور، افتادم که؛شهیدی که بر خاک می‌خفت / سرانگشت در خون خود می‌زد و می‌نوشت / دو سه حرف بر سنگ: "به امید پیروزی واقعی/ نه در جنگ، / که بر جنگ!" بله، ما ملتِ صلحیم. رزمِ نمایانِ ما در میدان هم برای دفاع از صلح و حقی زندگی برای مردم است. توسعه فناوری دفاعی ما هم برای دامن گستر شدن صلح است. این را در سخنان رهبران ما هم می توان خواند و در مرام شهیدان ما نیز هم. جهادگرِشهید، سید محمد سید زاده، یک نفر نبود بدین مرام بلکه در شمار باورمندان صلح بود و حالا زیتون، و دختران شهدا به هر نام که در شناسنامه دارند پرچم دار راه پداران خویش اند و چنان که امام فرمود:چشم و چراغ این ملت هستند ، چنین هم خواهند ماند که اینان در شمار عیال خدایند و خداوند در نفس شان، جلوه هایی از حق قرار داده است که می توانند به تولید نور و صلح بپردازند. می توانند پیغام آوران مهربانی برای همه انسان ها باشند. زیتون هم امروز رسالتی چنین بر دوش دارد و تکلیفی چنین برای خود قائل است. خدا به حرمت شهیدان، همه زیتون ها را به رسالت شان توانا فرماید. آمین!

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :