شنبه 31 شهریور 1397 |

نفس خمینی(ره) و معجزه ای به نام کاوه

یادداشت؛

نفس خمینی(ره) و معجزه ای به نام کاوه

هم تاریخ خوانده ام و هم کتاب های دینی را. با مفهوم معجزه هم آشنایم و بدان ایمان دارم. می دانم و چون شما خوانده ام جلوه های ناب اعجاز را از نفس مسیحایی حضرت عیسی که مرده را جان می بخشید و کور مادرزاد را شفا می داد و از موسی که ید بیضا و عصای راه گشا داشت که دل نیل را هم می شکافت.

غلامرضا بنی اسدی

هم تاریخ خوانده ام و هم کتاب های دینی را. با مفهوم معجزه هم آشنایم و بدان ایمان دارم. می دانم و چون شما خوانده ام جلوه های ناب اعجاز را از نفس مسیحایی حضرت عیسی که مرده را جان می بخشید و کور مادرزاد را شفا می داد و از موسی که ید بیضا و عصای راه گشا داشت که دل نیل را هم می شکافت. از معجزات دیگر پیامبران هم خوانده ام از کرامت به جلوه رخ نموده اولیاء الله هم خوانده ام و به همه ایمان دارم.

اما یک باور هم در جانم شکل گرفته است که در عصر آخر الزمان هم معجزه بارها اتفاق افتاده است به نفس گرم مردان خدایی که راه خدا را به خلق نشان می دادند. من با مطالعه در احوال روزگار و مردمانش می گویم، خمینی، امام روح ا... الموسوی الخمینی، معجزه می دانست. نگاهش، نگاه مقتدرانه اش، کلامش، کلام ساده و صمیمی اش و حتی اشارت هایش، بشارت وقوع معجزه داشتند. من این را باور دارم. اگر اعجاز خمینی(ره) نبود، چطور جوان ها به اوج پختگی رسیدند و کاری کردند که از هزاران نفر ساخته نبود؟
همین کاوه خودمان را نگاه کنید! محمود کاوه را می گویم. من خود او را معجزه می دانم. بارها از خود پرسیده ام 25 سال یعنی چقدر؟ یعنی چند قرن؟ یعنی... . اما در جواب مانده ام. حرف امروز و دیروز هم نیست این سرگشتگی من، چون هر سال تقویم کهنه را با کاوه نو می کنم. همین که شهریور می شود، در واپسین ماه تابستان، عطر بهار یاد او را احساس می کنم و باز از خود می پرسم که قصه چه بود که او چنین بزرگ شد؟ مگر 25 سال چقدر است؟ چند قرن است؟ پس چرا من که دارم 25 سال دوم زندگی خود را به پایان می رسانم همچنان پای کوهی ایستاده ام که کاوه، قله نشین آن است؟ چرا کسانی که 25 سال چهارم را هم طی می کنند، برخی هایشان زمین گیر شده و حتی به دامنه کوه هم نرسیده اند؟ نه، هر چه هست، رازش را در سن و سال نمی شود یافت مگر این که 25 سال عمر کاوه، ضریب یافته باشد! مگر این که خدا با او جور دیگری حساب کرده باشد روزها و ماه ها و سال ها را.
من اما همچنان معتقدم کاوه معجزه خمینی(ره) بود که در آخر الزمان، همه آنانی که خدا به «وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی» مفتخرشان کرده بود، جمع کرد تا جهان خارج شده از مدار را به قرار عشق برگرداند. چنین بود که کاوه در جوانی به شکوهی چنان می رسد که مثل خورشید می درخشد. می درخشد و چشم ها را به دنبال خود می کشد. می درخشد و سیاهی ها را می درد. می درخشد و مثل چشمه جاری می شود و لب می شوید از عطش زدگان.
باری، کاوه معجزه بود. معجزه ای که در یک عصر و یک نسل خلاصه نمی شود بلکه با شهادت به جاودانگی می رسد تا همواره در جلوه گری بماند و به نمادی تبدیل شود برای تکرار. در این تکرار است که هر زمان باید بهره خود را از کاوه ها بگیرد آن هم متناسب با نیازهای زمان. یعنی باید امروز شرایط را بسنجیم و به دنبال کاوه های زمان باشیم تا زمین همچنان در اختیار بندگان خدا بماند. به دنبال جوانانی که در هر سال به اندازه یک قرن بزرگ می شوند و بزرگی می آموزند. جوانانی که ثابت می کنند صراط مستقیم برای همه زمان ها معجزه دارد. کاوه معجزه بود، امروز هم معجزه تکرار می شود در وجود جوانانی که خدا را باور دارند. به این باور ایمان بیاوریم و راه را برای نقش آفرینی جوانان کاوه نشان، آماده کنیم.....

فایل های ضمیمه :