سه شنبه 29 آبان 1397 |

ماموریت ناتمام شهادت

1397/06/04 یادداشت؛

ماموریت ناتمام شهادت

ماموریتِ ناتمام شهادت....این سه کلمه، دریافت تازه من است از شهیدان. برای این دریافت البته دلیل دارم و سند نیز هم. دلیلش این که شهدا به زندگی ابدی باور داشتند و برای ابدیت خود می کوشیدند و صرفا با شهادت هم همه چیز را تمام شده نمی دانستند.


غلامرضا بنی اسدی
ماموریتِ ناتمام شهادت....این سه کلمه، دریافت تازه من است از شهیدان. برای این دریافت البته دلیل دارم و سند نیز هم. دلیلش اینکه شهدا به زندگی ابدی باور داشتند و برای ابدیت خود می کوشیدند و صرفا با شهادت هم همه چیز را تمام شده نمی دانستند بلکه برای بعد از شهادت هم طرح و برنامه داشتند. سندش هم همین وصیت نامه هایی است که به فرموده امام روح الله آدم را می لرزاند و بیدار می کند.
بر اساس این دریافت تازه، شهیدان تا شهادت را برای خود طراحی کردند و بعد از آن را برای دیگران و به قول معروفی برای هر کسی که سخن آنان را می شنود و می خواند. بخوانید این وصیت نامه ها را تا ببینید چه زیبا طراحی و چه هوشمندانه ریل ها را برای حرکت به سوی فردا تنظیم کرده اند. یک نمونه اش همین وصیتنامه تخریبچی شهیـد، علیرضا عامـری است که در بخش هایی از آن برای دوستان دانش آموزش معلم خدامحوری می شود و می نویسد: "ازتمام دبیران گرامی ودانش آموزان می خواهم که درس را فقط برای خدا وخدمت به بندگان خدابخوانند ودرموقعی که جبهه نیرو لازم داشت دریغ نورزند...." یعنی دارد نگاه شان را به افقی متعالی تر از موفقیت های گوناگون این دنیایی باز می کند و آنان را با عظمتی بی منتها به نام خدا گره می زند که می تواند همیشه انسان را تامین و تضمین کند. او سپس نگاهی به خانه دارد و سخنی با خانواده و در این قسمت کلماتش از چنان یقینی سرشار است که انسان را به این باور می رساند که مردان خدا، آن سوی واقعه را می دیدند و انگار خداوند آینده را به آنان نشان می دهد لذا چنان از شهادت خود سخن می گویند که انگار برای آنان قطعیِ قطعی است؛ "پدرومادرم، امیدوارم که درشهادتم صبرپیشه کنید وهمان طورکه دردعاها می خوانید که( رضیت بالله ربا) همان طور راضی به رضای خدا باشید...."
شهید ناشکیبی را برای پدر و مادر خود هم نمی پسندد بلکه آنان را به صبر می خواند و برای عاطفه سرشارشان هم طرح دارد؛ "اگرخواستید برای من گریه کنید با فکر به امام حسین(ع)  در روزعاشورا گریه کنید" به این هم بسنده نمی کند بلکه می خواهد از اشک چشم پدر که به یاد عاشورا تبرک یافته است ذخیره ای برای امروز بسازد لذا تاکید می کند: "...واگرخواستید اشک بریزید ودلتان شکست، همان لحظه به جان امام و برای پیروزی اسلام و سرنگونی کفار دعا کنید، چون دعا درموقع شکستن دل بهتر مستجاب می شود."
شهید برای خود هیچ نمی خواهد اما خود را هزینه "همه چیز" می کند؛ جهاد، ولایت، فرهنگ عاشورایی، شکست دشمنان دین و انسانیت و... یعنی دارد ما را به تولا و تبری مدام می خواند. این نگاه بلند او هم عبادت را در بر می گیرد و هم عبودیت را. از این روست که هم بر دعا تاکید دارد و هم بر سلاح تا به اصلاح برسیم و زمینه ساز ظهور حضرت مصلح باشیم؛ " دعاها راهر چه باشکوه تر برگزار کنید و نمازهایتان را سر وقت بخوانید، واگر میسر بود سلاح را بردارید و به جبهه بیایید وازخون شهیدان پاسداری کنید...."
و این یعنی شهید نه تنها به پایان نمی رسد بلکه انسان را هم از پایان می رهاند تا چنانکه شهید بهشتی میگوید: به " شدن مستمر" برسد و هر روز گامی فراتر بگذارد. آری، شهید با شهادت ماموریت بندگی را پایان یافته نمی بیند بلکه برای فرداهای بعد نیز طرح و برنامه دارد....

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :