سه شنبه 29 آبان 1397 |

 سرفرازیم چون آزاده ایم!

1397/05/26 یادداشت

سرفرازیم چون آزاده ایم!

محمد رضا شهیدی خراسانی

زندگی را بی حساب و کتاب ندیدیم. آنچه دیدیم و باور کردیم این بود که زندگی، لحظه به لحظه اش حساب دارد و حرف به حرف طرح زندگی را هم کتابی است که به دقت باید خواند.
این طرح بلند و همه باورمان از زندگی را در چند کلمه می توان نوشت و خواند؛ «ان الحیوه عقیده و جهاد» و همین باور است که به زندگی مان چنان جهت می دهد که برای رسیدن به هدف هم از سنگلاخ ها عبور می
کنیم و هم از دریاهای موج خیز.
برای ما فرقی هم نمی کند چون هدف، رسیدن است و برای این هم باید پا به راه شد حالا راه می خواهد کوه و دره داشته باشد یا پر از خار مغیلان باشد تفاوتی ندارد که اتفاقا هرچه راه سخت تر باشد رسیدن به مقصد شیرین تر است.
ما حلاوت سلوک با سختی را در حماسه دفاع مقدس، بارها تجربه کرده ایم. نگاه ما به شهادت و اسارت از این جنس بود.
ما در این نگاه فراتر از نگاه حافظ، که عشق را اول آسان می بیند ولی بعد در مشکلاتش می نشیند، از دیده مولانا می دیدیم که در پس مشکل های عشق، چه شکوه و راحتی بهشتی سانی است که آدم را بر سر شوق می آورد و ما به شوق آمدگان فراوانی را دیدیم که به قلب خطر می زدند.
آنان زندگی را با تعالیم حسینی، عرصه عقیده و جهاد می دانستند و در شهادت، فرازمندی و زیبایی زندگی جاوید را می دیدند. همین هم بود که ما را از دیگر مردمان جهان به گاه جنگ متمایز می کرد.
آنان مرگ را پایان می دانستند لذا برای پایان جنگ جشن می گرفتند و ما شهادت را زندگی جاوید می یافتیم و جهاد را فرصتی بی همانند برای رسیدن به ابدیت لذا وقتی فرصت جهاد از دست می شد به فغان می آمدیم و در آغاز فرصت، لبخندهامان شکوفا می شد.
برای ما جهاد در راه عقیده مهم بود حالا به شهادت مستجاب شود یا اسارت و جانبازی یا به سلامت بازگشتن، فرقی نمی کرد.
ما مردان عمل به وظیفه بودیم. همین باور هم باعث شد که رزمندگان ما در دل اردوگاه های اسارت دشمن بعثی به اوج آزادگی برسند.
همین ایمان ما را در اسارتگاه ها به خط می کرد تا ادامه جبهه را پی بگیریم و نه تنها از نفس نیفتیم و راه را در میانه رها نکنیم بلکه نفس از پی نفس تازه کنیم و راه را، صراط مستقیم را به سبیل گره زنیم که عنایت تام خداوندی است؛ «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ» در سبیل برمدار« شَاکِرًا» حرکت کردیم چه می دانستیم برای افزونی نعمت، باید به شکر برخاست و به شکر برخاستند دلاوران ما نعمت عبودیت را.
نعمتی که در این عالم بزرگ تر از آن را نمی توان به تصور آورد. حماسه آزادگان ما نیز در همین باور شکل گرفت و دشمن شکن شد.
امروز هم همین باور باز می تواند معجزه کند و از دل مشکلات، راهی به سوی رستگاری بگشاید.
اگر باز هم به تعریف عقیده و جهاد در زندگی برگردیم خواهیم دید که تنگناها و سنگلاخ ها، رام اراده ما خواهد شد.
مطمئن باشیم که با مکتب شهیدان و آزادگان باز هم سرفرازی سهم هر ایرانی است.این نگاه که شکل بگیرد، کمبود امکانات و تحریم ها هم کم اثر خواهد شد.
به این روش که نگاه کنیم، با همه توان به میدان خواهیم آمد و "خود" را وقف کار و خدمت خواهیم کرد نه اینکه دیگران و کار و اداره و سازمان و بیت المال را به خدمت بگیریم برای خودمان.
آنچه امروز عذاب مان می دهد این است که عکس مسیر دوران جهاد و برخلاف منش آزادگان به وادی خود خواهی و اسراف افتاده ایم والا هیچ کمبودی نداریم اگر به داشته ها مان نگاه و توان مان را باور کنیم.
بچه های ما در دوران اسارت ناممکن ها را به امکانی قابل توجه تبدیل کردند اگر به آن مسیر پا بگذاریم آزادگی و سرافرازی سهم امروز و فردا و همیشه ما می شود....

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :