دوشنبه 29 مرداد 1397 |

225 هزار نفری که دو و نیم میلیون واحد زندگی اهدا کردند

یادداشت؛

اهدای 225 هزار جان و دو و نیم میلیون واحد زندگی

قصه اهدای خون است، هدیه خون برای زندگی بخشیدن به ایران اسلامی، ایرانی که دوران نقاهت را پس از طی دهه ها بیماری می گذراند، داستان هجوم است، حمله ای سهمگین بر این تن رنجور و ضعیف ولی پر امید. قصه مردانی است از جنس انسانیت که خونشان حیات بخش ایران شد، همان خونی که اهدایش، زندگی را جانی دوباره می بخشد به ویژه اگر بر تن رنجوری جاری شود که جسمش، نای مقاومت در برابر حمله ای ناجوانمردانه ای را ندارد.


طاهره ساعدی/

قصه اهدای خون است، هدیه خون برای زندگی بخشیدن به ایران اسلامی، ایرانی که دوران نقاهت را پس از طی دهه ها بیماری می گذراند، داستان هجوم است، حمله ای سهمگین بر این تن رنجور و ضعیف ولی پر امید. قصه مردانی است از جنس انسانیت که خونشان حیات بخش ایران شد، همان خونی که اهدایش، زندگی را جانی دوباره می بخشد به ویژه اگر بر تن رنجوری جاری شود که جسمش، نای مقاومت در برابر حمله ای ناجوانمردانه ای را ندارد.

داستان مردان بزرگ اما به سال، کوچکی است که استانداردهای اهدای خون را زیر پا گذاشتند نه منتظر ماندند تا به سن بلوغ برسند و نه برایشان مهم بود که وزنی کمتر از 50 کیلو دارند، نه مهم بود که تعداد نبضشان در دقیقه چند تاست فقط می دانستند ضرباهنگ دلشان و قلبشان وقتی با زیباترین ملودی می نوازد که همنوا با قلب ایران بزند وچنانچه این همنوایی را اسیبی برسد دلشان زندگی را بدرود می گوید.

سخن از انانی است که درباره شان می گویند روحیه شان بهترین ساز را و امیدبخشترین اهنگ را برای رفتن و اهدای زندگی می نواخت، ان ها با روحیه ای وصف ناشدنی رفتند به پایگاه های اهدای خونی که، می دانستند نه یک واحد و دو واحد که باید تمام خونشان و تمام زندگی شان را بدهند و ماندند و دادند و برنگشتند.

بهترین ها بودند و خونشان، زندگی بخش ترین بود شاید به همین خاطر است که ایران همیشه محترمشان می دارد و حتی قلب های غبارگرفته و ذهن های بیمار نیز از انان به نیکی یاد می کنند.

ان ها تمام ایمانشان را برداشتند و خالصانه و با قلبی سرشار از عشق و دلی پر امید رفتند و قطره قطره خونشان و ذره ذره جانشان را برای باورشان، دینشان و سرزمینشان اهدا کردند که اگر ایشان نبودند وحشیان بر این مرز و بوم می تاختند و اکنون ایران جانی در بدن نداشت تا توان حفاظت از میراث پر ارزش و خانواده گرانقدرش را داشته باشد.

جسمشان نحیف بود و سنشان کم اما قدرتشان بی نظیر بود و اراده شان مصمم و پولادین، با هم پیمان بستند تا نگذارند وطنشان با افتادن به دست نامحرمان و نااهلان درد بکشد، ان ها عاشقانه‌های شیرین زندگی را با اهدای بی منت قطره قطره خونشان، در گوش ما زمزمه کردند و رفتند.

ان ها تمام واحد های زندگی شان را، در ذره ذره جان شیرینشان ریختند و به همراه خونشان دادند. می گویند گاهی انجا که جسمشان به تدریج از خون تهی می شد حتی قطره ای اب به عنوان دستمریزادی نداشتند که کام خشکیده شان را ، جلا دهد اما بدون چشمداشت از همه زندگی شان گذشتند .

ان ها با اهدای زندگی شان خونی تازه در شریان های رنجور و خسته وطنی جاری ساختند که دوران بهبودی پس از یک بیماری طولانی مدت که دهه ها با ان دست به گریبان بود را می گذراند . خون ان ها جانی تازه به ایرانمان بخشید تا بتواند برخیزد و بایستد.

این 225 هزار عاشق با باورهایی ناب و ماورایی، با بیش از یک میلیون لیتر خون خود، دو نیم میلیون واحد زندگی را به ایران اسلامی مان اهدا کردند تا قلبش دوباره با اهنگی خوش بزند و زندگی را بر تمامی اجزا و رگ و پی اش جاری سازد.

ان ها تمام واحدهای خون شان را بخشیدند و از خودگذشتگی و ایثار را به اوج رساندند تا ایران بار دیگر زندگی کند ما نیز واحدی را ببخشاییم تا سرزمین اسلامی مان همچنان با صلابت بایستد.

فایل های ضمیمه :