چهارشنبه 21 آذر 1397 |

غروب جاویدان فرقه رجویه

1397/05/06 یادداشت؛

غروب جاویدان فرقه رجویه

غروب جاویدان بود نه فروغ جاویدان! این را دنیا فهمید که فصل غروب گروهکی فرارسیده است که روزگاری یک جریان انقلابی و بر صراط مستقیم بود و با مردانی چون مجید شریف واقفی و مرتضی صمدیه لباف و....می خواست ایران را از قید استبداد و استعمار برهاند همان ها که جان خویش را در این راه گذاشتند اما سازمانی که با آنان پایه گرفته بود به دست تقی شهرام و عناصری از این دست به ورطه گمراهی افتاد و بعد هم چون دور با مسعود رجوی و خیابانی و.... افتاد که عملا از نگاه اولیه موسسان هیچ برای سازمانی نماند که روزگاری" مجاهدین خلق ایران" خوانده می شدند.

/غلامرضا بنی اسدی
غروب جاویدان بود نه فروغ جاویدان! این را دنیا فهمید که فصل غروب  گروهکی فرارسیده است که روزگاری یک جریان انقلابی وبر صراط مستقیم بود و با مردانی چون مجید شریف واقفی ومرتضی صمدیه لباف و....می خواست ایران را از قید استبداد و استعمار برهاند اما جان خویش را در این راه گذاشتند اما سازمانی که با آنان پایه گرفته بود به دست تقی شهرام و عناصری از این دست به ورطه گمراهی افتاد و بعد هم چون دور با مسعود رجوی و خیابانی و.... افتاد که عملا از نگاه اولیه موسسان هیچ برای سازمانی نماند که روزگاری" مجاهدین خلق ایران" خوانده می شدند. با روش مسعود و خیانت و جنایت گسترده آنان در نگاه مردم ایران به درستی" سازمان منافقین" نام گرفتند با کارنامه ای از جنایت که یک قلم آن شهادت 17 هزار انسان بیگناه از فرهیختگان و بزرگان تا مردم کوچه و بازار بود. قلم دیگر خیانت شان- که برای همیشه بر نام به ننگ آلوده شان قلم قرمز کشید- جاسوسی برای دشمن متجاوز و بعد پیوستن به صفوف دشمن و تبدیل شدن به ارتش خصوصی صدام بود که حتی دیگر ضد انقلاب ها و سلطنت طلب ها را به نفرت و برائت از آنان سوق داد. اوج حماقت آنان در روزهای پایانی جنگ، حمله ابلهانه و جاده ای به ایران بود و می خواستند – مثل کسانی که بلیت گرفته و سوار اتوبوس شده اند- در ساعت های مشخص از شهر های بین راه عبور کنند و خود را به تهران برسانند و بر اریکه قدرت بنشینند. غافل بودند از اینکه صیادی قهرمان و بلند آوازه، همچون سپهبد شهید صیاد شیرازی، هزاران تیر در چله کمان کرده و در کمین شان است تا از آسمان و زمین برآنان باران مرگ ببارد و پایان شان را برای همیشه در تقویم های عملیات نظامی رقم زند. آنان به ستون یک آمدند اما جنازه هاشان بر زمین ماند و تمام شدند، تمام! دیگر هیچ کس نمی تواند این مردگان را حیاتی دوباره بخشد حتی اگر جنون زدگانی از آمریکا و اسرائیل و این پیر جاسوس صعودی، روزی هزار بار این مرده را تنفس مصنوعی بدهند . نه، این مرده، زنده نمی شود! مطمئن باشید. این اسب که روی آن شرط می بندید، سال هاست که مرده است و هرگز نمی توانید" تاکسیو درمی" شده آن را هم سر پا کنید.از تزریق دلارهای نفتی سعودی هم کاری ساخته نیست و همراهی جان بولتن و دیگر مجانین هم برای ما زحمتی نمی افزاید فقط ما را به خنده می اندازد و به شکر وامی دارد. خنده از تماشای بلاهت آنان و شکر از این رو که خدا دشمنان ما را از احمق ها آفریده است که نمی دانند مرده، نمی تواند زنده شود. نمی تواند راه برود چه رسد که بخواهد پنجه در پنجه شود با شیرانی که اگر برخیزند، همه روبهان و سفلگان و خفاشان و کفتاران و... همه باید یک جا بر زمین مرگ بنشینند. ضربت شیر را فرقه رجویه و مریمیه، دیده اند. می دانند که چه طعمی دارد این ضربت. اینکه دوباره بازماندگان لنگ و افلیج این فرقه، به رقص برخاسته اند برای فریب ابلهان سیاست جهانی است والا خود هم می دانند که در ایران هیچ کس نگاه به آن رقص کریه نمی کند بماند که حتی مخالفان نظام و دیگر ضد انقلاب ها هم عق شان می گیرد وقتی اسم منافقین به میان می آید.قصه آنان در همان غروب جاویدان تمام شد، برای همیشه، مطمئن باشید!

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :