یکشنبه 29 مهر 1397 |

مهدی سورچی، نماد عینی ایثار

1397/04/27 یادداشت؛

مهدی سورچی، نماد عینی ایثار

غلامرضا بنی اسدی ایثارگر، یک تعارف نیست که پیشوند و پسوند هر نام بشود. شعاری نیست که بر زبان هر کسی جاری شود.

ارمی نیست که بر سینه هر کسی بتوان چسباند. یک عنوان نیست که بر کاغذ بنشیند و پرونده شود برای افراد که بتوانند آن را به امتیاز تبدیل کنند. ایثارگر، یک کلید واژه است با یک دنیا معنا. یک عالم مفهوم متعالی که ما به ازای بیرونی دارد. یک مکتب است که ثمرات عینی آن را در عاشورای ۸ ساله و در همه گستره ای که اسم جبهه می توان بر آن نهاد، دیدیم و هنوز هم می شود دید به ویژه در میان نسل به جا مانده از آن کربلا. انگار اینان برای خود ماموریت ویژه تبیین عملی ایثار، قائلند و شاید هم فراتر از یک تکلیف فردی، رسالت اعلان و ابلاغ عینی آن را بر شانه دارند که با همه وجود به میدان می آیند. نمونه اش هم همین مهدی آقای سورچی که تفسیر مدام این مفهوم بود در طول حیات خویش. او چه در جنگ و چه بعد آن، ایثارگر بود و ماند. این را یاران و همرزمانش در جلسه رزمندگان تخریب لشکر ۲۱ امام رضا( ع) روایت می کردند. فقط روایت نبود آنچه می گفتند، شهادت هم بود. آنان شهادت می دادند که این جانباز شهید، نماد عینی و عملی ایثار بود. برادرش هم گزارشی از چند روز زندگی شهید می گفت که می تواند برای همه مردمان و به ویژه برای خود ما درس باشد. یک درس انسان ساز. او در کنار بیان ایثار مهدی، از عشق و علاقه او به زندگی و همراهان زندگی و به ویژه دخترش، می گفت و دردمندانه خاطرات برادرش را روایت می کرد؛ مهدی ۹ سال، دیالیز می کرد، گاهی سه بار در هفته. حالش خوب نبود. به سختی روزگار می گذراند. در این میان، شکستگی اعضای بدنش هم دردافزای بیماری پیشین و زخم های جنگ شده بود تا ویلچر نشین شود. با همه این اما، وظیفه پدری اش را عاشقانه انجام می داد لذا وقتی دخترش بهانه سفر شمال گرفت، با همه دردهایش لبخند زد و دخترکش را به آغوش کشید که ؛ باباش فداش بشه، با هم می رویم شمال و به راه افتادیم. مهدی آقا، البته یک شرط هم با ما کرده بود که در شهرهای میان راه، برای دیالیز، هرجا رفتیم، حرفی از جانبازی زده نشود بلکه مثل یک مریض عادی بروند تا مبادا، وقتی عنوان جانباز به میان می آید، کادر درمانی - به احترام کسوت جانبازی- او را بر دیگر بیماران مقدم بشمارند. او حاضر نبود در اوج درد هم از شخصیت حقوقی اش مایه بگذارد. حاضر نبود این عنوان را هزینه درمانش کند. چون اجازه نداد ما هم نگفتیم و از قضا هیچ شهری جا پیدا نکردیم برای دیالیز و آخر سر در قائم شهر یک پرستار مشهدی به دادمان رسید و گفت برای مریض بعدی، تاخیر چند ساعته، مشکل ساز نمی شود و برادرم را دیالیز کرد. او گفت: ما این جا تاکید او را نادیده گرفتیم تا فرایند درمان سپری شود ولی او تاکید داشت که هیچگاه از این عنوان استفاده نکنیم مبادا حق شهروندی دیگر تضییع شود. او تا آخر مراقب خود و اطرافیان بود تا کسی جانبازی اش را سنگر نکند و در ترازو نگذارد حتی برای درمان. بله، اینان معنای ایثار و ایثارگر شدند تا درس دهند به همه ما که همواره خود را بدهکار مردم بدانیم و هیچگاه در موضع طلبکاری نایستیم که این خلاف منطق ایثار است. کاش درس بگیریم از این بندگان برگزیده خدا. کاش بیاموزیم از آنان و یاد بگیریم ایثار را....

فایل های ضمیمه :

تمپلیت لیست فایل پیدا نشد