سه شنبه 21 آبان 1398 |

از گل

1397/04/01 یادداشت؛

از گل مراکشی تا جنگنده عراقی!

کیف کردیم وقتی ایران، اولین بازی جام جهانی را سر فراز بیرون آمد و به « نایک» و یانکی و تحریم هایش، یک جا خندید.

غلامرضا بنی اسدی/
 
کیف کردیم وقتی مردم به میدان آمدند و جشنی گرفتند که شادمانی سهم همه بود به نام ایران. کیف کردیم وقتی جوانان ایران ثابت کردند می شود ناممکن ها را در عرصه ورزش، به امکان در آورد. کیف کردیم و از شوق و شور، جانمان لبریز شد و افتخار کردیم به فرزندان غیرتمند ایران. ما ثابت کردیم که «می توانیم». همان کلیدواژه ای که امام بزرگوار انقلاب به ما آموخت . ما پیش از این هم با این کلیدواژه، قفل های زیادی را باز کردیم. بن بست های زیادی را شکستیم. شکستیم اما خودمان نشکستیم بلکه ایستاده ماندیم و از کوچه های تنگ مصائب، از گردنه های هولناک، به سلامت بیرون آمدیم. بله، کیف کردیم از بازی بچه هامان به ویژه که با خطای بازیکن حریف هم به موفقیت رسیدیم. این ماجرا مرا یاد خاطره ای انداخت که سی و اندی سال پیش در مجله صف ارتش جمهوری اسلامی خوانده بودم در باره خلبان ایرانی که در شاهکار جنگ هوایی، خلبانان دشمن را با اشتباه خودشان سر نگون کرد. آن خلبان- که به گمانم امیر پردیس بود- نقل می کرد که در ماموریتی، بعد از بمباران هدف، در حال برگشت به کشور، به یکباره با یک اسکادران جنگنده عراقی مواجه می شود. چهار جنگنده عراقی تصمییم می گیرند جنگنده ما را به اسارت بگیرند لذا پس از اخطارهای متعدد، او را از چهار جهت در میان می گیرند تا به پایگاه خود ببرند. خلبان می گفت من موشک های آماده جنگنده پشت سر را می دیدم که اگر تخطی کنم به لحظه ای مرا خواهد زد. من هم جز یک موشک و مسلسل هواپیما، اسلحه ای نداشتم لذا به ظاهر تمکین کردم و همراه شان شدم اما در یک لحظه، همه موتور های پرنده را خاموش کردم و مثل کوهی از سنگ به سمت زمین سقوط کردم. در همین حال دیدم جنگنده پشت سر شلیک کرد که به جای من به جنگنده عراقی جلو خورد و یک به سه شدیم لذا مجدد موتورها را روشن کردم و ارتفاع گرفتم و پشت هواپیمایی قرار گرفتم که قبلا پشت من بود و همان تک موشک را به سمتش شلیک کردم و شدیم دو به دو، سومی را هم با مسلسل زدم و ماندیم یک به یک اما او موشک داشت و من یک فشنگ هم نداشتم اما با مانور او را به کوه کوبیدم و... به وطن برگشتم با یک برد قاطع ... باری، بچه های تیم ملی فوتبال، حریف را به اشتباه واداشتند تا پیروزی سهم خوشایند ما باشد . اینان فرزندان پدران بزرگی هستند که در جنگ، دشمن را با اشتباه خودش بارها شکستند که ماجرای این خلبان قهرمان یکی از آن ها بود. این روزها که همه جنگندگی بازیکنان را می ستایند، چقدر خوب است، تاریخ را هم ورقی بزنیم و از مردانی یاد کنیم که نه در جام جهانی که در یک «جنگ جهانی» و تمام عیار پشت دشمن را به خاک مالیدند. از فرزندان آنان هم جز بازی غیرتمندانه انتظار نیست. انتظاری که به زیبایی برآورده کردند بچه ها....

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :