جمعه 3 اردیبهشت 1400 |

هرکس که سفر کند پسندیده شود

08:40:0    1399/12/24 شهید عزیزالله جنّت؛

هرکس که سفر کند پسندیده شود

حیات- وقتی که انسان قفس جسم را شکست و روح خود را آزاد نمود و با امیال و آمال نفسانی مبارزه کرد و خصلت های درونی مثبت را از حالت بالقوه به بالفعل درآورد و بالاخره وقتی خود را شناخت، سرانجام خدای خود را نیز می شناسد. و براستی هم این شهید چنین کاری کرد و چون شمع سوخت تا محفل اسلام روشن بماند، پروانه وار به سراغ مرگ می شتافت تا سرانجام خون خود را به پیکر اجتماع تزریق کرد و حسین گونه به امام حسین(علیه السلام) پیوست .

 زندگینامه شهید والامقام عزیزالله جنّت: شهید عزیزالله جنّت در تاریخ دوم خرداد ماه سال 1326 در روستای فاویان از توابع شهرستان گلپایگان قدم به این جهان گشود، پدرش کشاورز بود و از زندگی ساده و بی آلایشی برخوردار بودند، دوران طفولیت را پشت سر می گذاشت که پدرش را در سن 3 سالگی از دست داد. و بقیّه دوران کودکی را در دامن پرمهر مادر سپری نمود، اوگاهی در کار کشاورزی نیز کار می کرد. و در سال 1333 پا به محیط مدرسه نهاد و 6 سال از عمر خود را برای فراگیری علم ودانش در مدرسه طی نمود و براثر عدم تمکن مالی ترک تحصیل نموده و به کار اشتغال می ورزد. و در سال 1345 تصمیم ازدواج گرفت و در همان سال تصمیم خود را در مورد ازدواج به اجرا درآورد. ثمره ازدواج آن شهید 5 فرزند می باشد که یکی از آنها پسر بنام مهدی و چهار تای دیگر دختر می باشند.

 

در محیط خانواده نیز براساس تعالیم عالیه اسلام بسیار گرم و صمیمی ومحیط خانواده آنها به دور از هرگونه آلایش از صمیمیت خاصی برخوردار بود و به مجالس و محافل مذهبی علاقه بسیاری داشت و از بیانات و درسهای مروجین احکام اسلام استفاده می نمود. و در کارهای عام المنفعه شرکت  می جست و همواره رئوف، مهربان و صمیمی بود، و سپس چند سالی را به اتفاق دوستانش در شرکت نوید تهران اشتغال بکار داشت و آنجا هم پرتلاش و فعال به نظر می رسید که مورد توجه مسوولین آن شرکت قرارگرفته و براثر یکنواخت ماندن انسان دریک محیط به اصطلاح شاعر که میگوید:

هرکس که سفر کند پسندیده شود                                                خاک قدمش چو سرمه بر دیده شود
از آب تمیزتر نبود چیزی                                                                 یک جا که بماند گندیده شود

از این نظر شهید در سال 1350 به شهر مذهبی کاشان هجرت می کند و در تاریخ 17/01/1351 به استخدام کارخانجات مخمل و ابریشم کاشان درآمد. از همان زمان در ترویج احکام اسلام و اصول عقاید شیعه سعی و اهتمام وافر داشت، و با داشتن یک فرزند خانواده اش را از شهرستان گلپایگان به کاشان انتقال می دهد.

شهید در جهت فعالیت های مذهبی در سالهای قبل از انقلاب زحمات زیادی را متقبل شده و با شروع انقلاب فعالیت های خود را گسترش داد و در هنگام ورود امام به ایران برای مراسم استقبال ایشان با خانواده به قم رفت و از این پس در جهت کمک به تثبیت حکومت الله و مبارزه با ضد انقلاب داخلی یک لحظه آرام ننشست و همیشه در تظاهرات قبل از انقلاب مردم را تشویق و راهنمائی می کرد تا در راهپیمائی ها شرکت نمایند و خود نیز سردسته می شد و مردم را در راهپیمائی ها رهبری می کرد.و بعد از پیروزی انقلاب تمام اوقات خود را وقف کارهای مردمی می نمود. نامبرده در حزب جمهوری اسلامی کاشان عضویت داشت و در تمامی جلسات حزب که تشکیل می شد خود را موظف می دانست شرکت نماید، وضمناً در بسیج پایگاه شهید شیرودی با سایر برادران دیگر نهایت همکاری را داشت و نمایندگی از طرف کارگران کارخانه مخمل و ابریشم در خانه کارگر را داشت که در آن قسمت خدمات شایانی نمود. و از طرف دیگر از سربازان به حق "طرح لبیک یا خمینی" بود که با شروع تجاوز صدام به خاک میهن اسلامی وظیفه مقابله با آنها را برخود واجب دیده و پس از طی دوره های آموزشی در اصفهان به اتفاق سایر رزمندگان به جبهه اعزام شد و پس از چندین مرتبه رفتن به جبهه در یکی از عملیات ها بر اثر انفجارات نابهنجار حالت تشنج اعصاب پیدا کرده و چند روزی را در بیمارستان اهواز بستری می شود. و سرانجام آرام نگرفت. مجدد درتاریخ 15/12/1363 به جبهه جنوب اعزام و در عملیات بدر در تاریخ 23/12/1363 در جزیره مجنون موفق به نوشیدن شربت شهادت شد.

این است نمونه بارز یک شهید که با داشتن 5 فرزند دل از دنیا و زندگی کند و بسوی هدفش شتافت.

روحش شاد و یادش گرامی باد

 


وصیت نامه سردار رشید اسلام بسیجی شهید عزیزالله جنّت

«ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفاً کانهم بنیان مرصوص»

با درود برتمامی مستضعفین روی زمین که رهبرشان خمینی بت شکن است و سلام بر امام بزرگوار و مبارزمان و سلام بر تمامی پیروان خط امام و درود بر شهیدانی که در راه امام و سرور خویش جان خود را فدا کردند و بر آنان که راه این عزیزان را تداوم می بخشند.

از آنجا که در مکتب آزادگی و انسانیت ازسرورمان درس گرفته ایم که زندگی با ذلت را نباید برمرگ با عزت ترجیح داد، عازم جبهه های  نبرد حق علیه باطل شدم، و بنا به امر رهبر که فرمودند جبهه ها را پرکنید که واجب کفائی است، به سوی جبهه عازم شدم تا به ندای «هل من ناصراً ینصرونی» حسین زمان خود لبیک گفته باشم، و با روی باز و سرافرازی روز قیامت در پیشگاه سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) باشم.

آمریکای جنایتکار پس از آنکه از تمامی توطئه های خود نا امید شد و با توطئه های داخلی بدست منافقین باز به نتیجه ای نرسید و وحدت ملت از این توطئه ها بیشتر شد، مزدور سرسپرده اش و صدام کافر را در جنگ با اسلام روانه میدان کرد و با این کار خواست از نشر انقلاب و اسلام جلوگیری کند، اما به لطف خدا، مستضعفین و مسلمانان جهان شناختشان نسبت به جمهوری اسلامی ایران بیشتر و در جنگ تحمیلی دنباله رو این نظام شدند.

مهمترین مسئله روز در دنیا نظام جمهوری اسلامی ایران است و در این برهه از زمان وظیفه ما که تاکنون در خط رهبر بوده ایم، جبهه ها را پر کنیم و دشمن های انقلاب را سرکوب و روحانیت پیرو خط امام را تقویت و شهدا را تجلیل و خانواده های آنها را گرامی و محترم بشماریم .

در هرحال ما چه بکشیم و چه کشته بشویم پیروزیم.(ان شاءالله) و این ندای حسین زمان ماست. و با فدا کردن جان خود به دشمن خواهیم فهماند که ما مرگ سرخ را بهتر از زندگی در سایه ظلم و جور می دانیم، و این روش انبیاء و ائمه معصومین (علیهم السلام) است.

جنگیدن با دشمن متجاوز به حریم اسلام یکی از اصول مهم و از وظایف تعیین شده اسلام برای مسلمین است. طبق فرموده قرآن، اجر و پاداش به آنان که در راه خدا پیکار می کنند جنات نعیم است.  و من در این زمان، شهادت در راه حق را بر مرگ در بستر ترجیح می دهم، و در پایان وصیت هائی به خانواده خود دارم که در پشت سر رهبر و گوش به فرمان او باشید.

فرزندان عزیزم:

استغفار و دعا را فراموش نکنید، که بهترین داروها برای درمان و تسکین درد، همین دعا و استغفارها و به یاد خدا بودن است. از امام عزیز و ولایت فقیه جدا نشوید که اگر خدای نکرده از روحانیّت جدا شوید روز تفرقه ما و روز خوشحالی دشمن خواهد بود. پس فرزندان عزیزم در سنگر درس و مدرسه از شما می خواهم که برای پیشبرد این سرزمین مقدّس که خون های جوانان با ارزشی به پای اسلام عزیز در آن ریخته شده و با همین خون ها است که نهال اسلام آبیاری می شود و روز به روز در سرتاسر جهان کفر پیش می رود. پس کوتاهی نکنید که در روز محشر در پیشگاه خداوند عزّوجل و نبی اکرم(ص) و حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و حضرت فاطمه ی زهرا و زینب کبری (سلام الله علیهما) روسیاه نشوید.

خانواده ی عزیزم: 

بدان و آگاه باش که من از روی آگاهی و شناخت کامل به دین اسلام و رهبر کبیر انقلاب، امام عزیز به جبهه می روم، پس به شما سفارش می کنم که از دین اسلام و ولایت فقیه دست برندارید و همیشه گوش به فرمان ولایت فقیه باشید، همیشه در نماز جمعه شرکت کنید که نماز جمعه ضربه بزرگی برای ابرقدرت هاست. شما را به کمک کردن به جبهه توصیه می کنم.

فرزندانم: در سختی ها و ناراحتی ها به یاد خدا باشید، که در همه جا خدا پشتیبان شماست. و به یاد سفارش حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) باشید که به خواهر عزیزش زینب (سلام الله علیها) می نمود.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

عزیزالله جنّت


 

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران