فراخوانی ...
Esc = Cancel
hayat.ir
گروه خبر چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت 12:16 شماره: 133446
  چاپ RSS
یادداشت روز؛

«شهید برونسی» جلوه ای از «عمار» بود

یادداشت روز؛
«شهید برونسی» جلوه ای از «عمار» بود

غلامرضا بنی اسدی_ زندگی، عرصه تجلی نام ها و نشانه هاست. نام هایی که نشانه می شوند و نشانه هایی که نام ها را ماندگاری می بخشند. در ادبیات دینی و انقلابی ما، عمار، یک نشانه بود، یک آیت حق، تا او را هر جا دیدند به یاد حق بیفتند و در هر سپاهی که بود، نسیم به پرچم حق بوزد.

به گزارش حیات، او را چنین معرفی کرده بودند . حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)؛ «عمار مع الحق و الحق مع عمار...» بله، عمار با حق بود، هر جا حق بود، عمار هم همان جا بود و در هیچ جبهه باطلی، کسی از او نشانی و نشانه ای نمی یافت که او از هرچه باطل بود گریزان بود سرانجام نیز با شهادت خود خط تمیز حق از باطل شد، تا آنانی که کلام رسول ا...(ص) را در یاد داشتند یا می شنیدند، بدانند «... تقتله الفئة الباغیه»... سپاه باغی که عمار را می کشد، باطل است و نام دیگرش معاویه است و سپاه حق، همان سپاهی است که عمار در آن شمشیر می زند و آن سپاه علی(ع) است.

عمار یک نام نبود، یک نماد بود، نمادی از مردان حق باوری که همیشه خود را با معیارهای حق می سنجیدند، نه آن که خود را سنگ محک حق بدانند. آنان با «حق بودن» را از عمار آموخته بودند، پس از هرچه باطل گریزان، خود را بر مدار حق تعریف می کردند. انقلاب ما و دفاع مقدس ما نیز از این مردان کم نداشت، مردانی که آموخته اند می شود ستاره شد و آسمان نشین و آسمان نشین شدند و ستاره، ستاره ای که حق را نشان می داد و آیت الهی بود و از این میان، برونسی، عبدالحسین برونسی، «اوستا عبدالحسین برونسی» یک نمونه بود، مردی از جنس عمارهایی که در رهگذر زمان زاده می شوند تا «علی» به دوران، «تنها» نماند، زاده می شوند تا حق استمرار داشته باشد، زاده می شوند و «زندگی» می کنند بر مدار حق، تا شهادت شان هم تمیز دهنده حق از باطل باشد.

برونسی، روستازاده ای بود حلال اندیش، حلال گفتار و حلال کردار، برای او حقیقت و شرعی بودن، نه هزار بار که به طور مطلق ارج بود بر منفعت لذا وقتی با اصلاحات ارضی شاه، زمین ها به این و آن داده شد او نه تنها زمین نگرفت بلکه حاضر هم نشد، یک روز روی این قبیل زمین ها کار کند، که هم تقسیم زمین را نامشروع می دانست و هم کار در زمین نامشروع هم نمی توانست لقمه حلالی روی سفره اش بگذارد پس راهی شهر شد پی زندگی حلال و چند کار هم عوض کرد وقتی دید، رگه هایی از حرام وارد کار می شود، مثل رگه هایی از آب که وارد شیر می شود و ... سرانجام هم به کار بنایی روی آورد، خشت روی خشت می گذاشت تا خانه ای شود، سرپناهی برای کسی که می خواهد زیر این سقف خدا را بندگی کند. 

«اوستا عبدالحسین» کار می کرد به زحمت و در جلسات مذهبی هم شرکت داشت و پنجره های نور، یکی پس از دیگری به رویش گشوده می شد، نوری که جانش را چنان بهشتی می کرد که روز به روز هزار فرسنگ از جهنم فاصله می گرفت و تلاش می کرد مردمان را هم از آن لهیب سوزان دور کند. «کرامت نشینی هایش» در مسجد کرامت، جانش را فربه می کرد و کلمات روشن «آقا» جانش را و جهانش را به «بعثت» می کشاند. عبدالحسین، مبعوث می شد به مجاهده با ظلم به جهاد و سرانجام به شهادت. او را که می دیدی، رفتارش را که رصد می کردی در می یافتی، علم نه فقط در سطور سیاه کتاب ها بلکه فراتر از ایسم ها، نوری است که «یقذفه ا... فی قلب من یشاء» و قلب برونسی، منزلگاه نور بود،نوری که او را به پرهیز از سایه ها هم - حتی - دلالت می کرد تا در پرتو خورشید معارف اهل بیت(ع) گام بردارد. از برونسی زیاد گفته اند، حضرت آیت ا...خامنه ای هم او را از استثناهای انقلاب خوانده اند و باز هم از او خواهیم شنید که حق هم این است که از مردان حق فراوان بشنویم و این شنیده ها ما را هم به سوی حق بکشاند و خدا کند، اگر سعادت نداشتیم در عاشورای دفاع مقدس سرباز «جوادالائمه» برونسی باشیم، امروز، در ادامه آن راه نورانی، به حراست از ارزش های شهادت بپردازیم و یادمان باشد، برونسی اگر به شکوه شهادت رسید از کوچه های زندگی سلامت و روزی خوردن از سفره حلال بود و سرانجام نیز به جایی رسید که در پرتو نام بی بی فاطمه زهرا(س) ایام شهادت خود را هم پیش بینی کرد. برونسی، یک عمار بود برای دفاع مقدس، رفتنش در دهه فاطمیه راز آلود بود و کشف پیکرش در ایام فاطمیه رازگشا و بازگشتش پس از ۲۷سال به مشهد - باز در ایام فاطمیه - نشان داد، میان این سرباز و آن مادر چه راز پرشکوهی است، برونسی، «عبدالحسین» بود، عاشق حسین(ع) و خود را در عاشورا می دید و بی بی فاطمه (س) نیز حسین اش را و سربازان او را در هر جای زمین و زمان، فراوان دوست دارد و حرمت می گذارد، برونسی ما نیز، حرمت خود را، بلند آوازگی نامش را، مدیون لطف بی بی دو عالم است که نام او را تا همیشه حرمت بخشیده و یادش را با عاشورا گره زده است.