فراخوانی ...
Esc = Cancel
عناوین برگزیده عناوین کل اخبار عربية
خدمات
آرشیو

leader.ir
president.ir
dolat.ir
هفته نامه حیات طیبه
دویست و نود و چهارمین …
دویست و نود و سومین شماره …
شماره 292 هفته‌نامه حیات …
شماره 291 هفته‌نامه «حیات …
پرونده وِیژه
برگی از تاریخ؛ روایت خبرنگار مجله اشپیگل از حماسه خرمشهر
 
گروه وصیتنامه شهدا چهارشنبه 13 بهمن 1395 ساعت 10:48 شماره: 132638
  نسخه چاپی RSS
در گفت وگوی حیات با مادر شهید علیزاده بیان شد؛

عروج در

در گفت وگوی حیات با مادر شهید علیزاده بیان شد؛
عروج در "نبل" و "الزهرا" سکانس پایانی زندگی شهید مدافع حرم

"سعید علیزاده برمی" شهید مدافع حرم زینبی که استجابت دعای اعزامش به سوریه را در سفر به کربلای معلی از امام حسین (ع) گرفته بود دو روز قبل از پایان مدت ماموریتش در حالی که مادر در خانه مهمانی بازگشتش را تدارک می دید 12 بهمن 1394، طی عملیات آزاد سازی "نبل" و "الزهرا" به معراج رفت.

 به گزارش حیات، "سعید علیزاده برمی" شهید مدافع حرم زینبی سال 1368 در «دامغان» متولد شد، وی پس از پایان تحصیلات متوسطه، جامه ی پاسداری از «نهضت روح الله» را بر تن کرد و در پاییز 1394 شمسی، داوطلبانه به یگان های مدافع حرم بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)، در «سوریه» ملحق شد در نهایت در تاریخ 12 بهمن 1394 شمسی، هم زمان با سالروز ورود «حضرت روح الله» به کشور و طی عملیات آزاد سازی "نبل" و "الزهرا" در نبرد با «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» بال در بال ملائک گشود. 

آخرین یادداشتی که از این شهید بزرگوار به یادگار مانده به شرح ذیل است: 


زهرا تیموری مادر این شهید بزرگوار در گفت و گو با خبرنگار حیات با بیان این که پسرم سعید مجرد بود و به هیچ عنوان ازدواج را نمی پذیرفت گفت: او در زمان شهادت 26 سال داشت و از هر نظر آماده آغاز زندگی مشترک بود ولی همیشه می گفت زندگی با یک پاسدار سخت است و هر کسی این مسئله را قبول نمی کند. هنگامی که دیپلم خود را گرفت تحصیلات خود را به مدت 4 سال دردانشگاه افسری امام حسین (ع) ادامه داد و بلافاصله وارد سپاه سمنان شد، او صبح ها به سمنان می رفت و تا بعدازظهر به دامغان باز می گشت. 

وی ادامه داد: سعید جوانی خنده رو و شاداب بود، بسیار به هیئت و مسجد رفتن مقید بود و شدیدا به ولایت فقیه علاقه داشت. او همچنین به شهدا علاقه عجیبی داشت و هر پنج شنبه به گلزار شهدای فردوس رضا در دامغان می رفت. 

این مادر شهید مدافع حرم در پاسخ به این سوال که آیا مخالف رفتن فرزندتان به سوریه نبودید گفت: پدر سعید 16 سال پیش به رحمت خدا رفته بود و فرزندان دیگرم نیز ازدواج کرده بودند، من بارها به او گفتم نرو من کسی را جز تو ندارم، ولی او همیشه به من می گفت شما 16 سال مستقل و مثل یک مرد زندگی کرده ای از این به بعد هم می توانی، قبل از اعزامش برای دومین بار پیاده به کربلا رفته بود، هنگامی که بازگشت تماس گرفتند و به او خبر اعزام را دادند، به من گفت مادر دعایم مستجاب شد، من در کربلا دعا کردم که امام حسین (ع) زمینه رفتنم را به سوریه برای دفاع از حضرت زینب (س) فراهم کند. 

وی افزود: همان لحظه به زمین نشست و ساعت ها من و او گریه کردیم، به من گفت که مادر تا اجازه ندهی من از روی زمین بلند نمی شوم، اگر من فردا تصادف کنم و به مرگ طبیعی بمیرم شما هرگز خودت را نمی بخشی. وقتی این را گفت من بین دنیا و آخرت خودم مانده بودم و تاکنون ندیده بودم که سعید برای مسئله ای اینقدر بی تاب باشد و گریه کند بنابراین گفتم برو ولی مواظب خودت باش و بعد بلند شد ساکش را جمع کرد و رفت. 

تیموری مادر شهید مدافع حرم با بیان این که سعید پسرم به صورت داوطلبانه عازم سوریه شد اظهارداشت: او از مدت ها قبل به سپاه سمنان اعلام کرده بود که قصد رفتن دارد ولی در نهایت یک جای خالی از اعزام گلستان پیدا شد و 16 آذرماه 94 به سوریه رفت و 12 بهمن 94 به شهادت رسید. 

وی با اشاره به شهادت شهید "سعید علیزاده برمی" در عملیات آزادسازی "نبل" و "الزهرا" تصریح کرد: او کلا تا زمان شهادت 58 روز در سوریه بود، روز قبل از شهادت با من تماس گرفت و گفت من تا چهارشنبه می آیم، باید کار نیمه تمامم را تمام کنم ولی در همان عملیات به شهادت رسید. عموی سعید خبر شهادتش را برایم آورد. من با خودم تصور می کردم که او تاکنون 58 روز به لطف خداوند زنده مانده، دو روز دیگر هم سلامت به خانه بازخواهد گشت. من حتی دوستانش را برای مهمانی آمدنش دعوت کرده بودم، گوسفند سفارش داده بودم، کلی تدارک دیدم ولی با خبر شهادتش خانه بر روی سرم آوار شد، غروب همان روز نیز پیکرش را به کشور آوردند. 

این مادر شهید مدافع حرم در پایان سخنان خود با بیان این که بسیار دلتنگ سعید هستم گفت: پسرم به آرزویش شهادت رسید، او وصال و شهادت را به زندگی ترجیح داد و اگر اکنون نیز در قید حیات بود جلوی او را نمی گرفتم زیرا او در خاطراتش نوشته بود من فقط برای این به سپاه رفتم که به کشورم خدمت کنم و به شهادت برسم. 


وصیت نامه 
بسم الله الرحمن الرحیم 

ما را مدافعان حرم آفریده اند ، اصلا برای پاره شدن آفریده اند 

اینجانب سعید علیزاده در صحت و سلامت جسمی و عقلی عازم سفری هستم به رسم مسلمانی ، خیلی وقت بود نفس کشیدن در این هوا برایم سخت شده بود ، هوایی پر از ریا ، نفاق ، دورویی و دروغ که برای کمال و رسیدن به معبود راهی جز رفتن نیست که اگر بمانی اسیر نفس می شوی . 

خسته شده ام از نشستن بر جا وقتی روز به روز خبر شهادت دوستان و هم لباسی هایم به گوشم می رسید تا امروز که این مجال فراهم شده است . 

از همه ی کسانی که در طول این 26 سال برایم زحمت کشیده اند ، از همین جا از همه ی آنان حلالیت میطلبم ، از دوست و رفیق و نارفیق و همه ی افرادی که به گردن آنان حقی دارم. 

از مادرم می خواهم در نبود من بی تابی نکند و بداند جان بی ارزش من نثار دفاع از حرم خانم حضرت زینب (س) شده است و در برابر خبر شنیدن شهادت من همچون حضرت زینب (س) صبوری کند. 

کوچک تر از آن هستم که کسی را نصیحت کنم اما همه را به صداقت ، محبت و پرهیزگاری دعوت میکنم و از آنان میخواهم فریب مال دنیا را نخورند که این مال فناپذیر است. 

امیدوارم حضرت زهرا (س) عنایتی کند تا به هدفی که از ورود به سپاه داشته ام آن هم تنها خواستن شهادت از خداوند بود نائل آیم . 

هر چه را خواستم از فضل تو گیرم آمد ، مانده بی سر شدنم در ره زینب جانت

انتهای پیام/
 




+ 0 -  


 
اوقات شرعی

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396

اذان صبح
طلوع خورشيد
اذان ظهر
غروب خورشيد
اذان مغرب
نیمه شب شرعی
اوقات به افق:
دقت 3± دقیقه
تصاویر مرتبط
584 54
مرتبط

مستند شهید مدافع حرم «سعید علیزاده» در دامغان رونمایی شد

شهیدی که در نمازهای شبانه اش از خداوند طلب شهادت می کرد

قرائت نامه سردار قاسم سلیمانی در اجرای پایانی تئاتر «سینا سینا عباس»

داعشی‌ها و گروه‌های تکفیری نوادگان یزید هستند

شهدای مدافع حرم، اسوه های مقاومت و نماد ولایت پذیری هستند

نظر شما