در حال بارگذاری ...
  • شهیدی که جان و مال خود را وقف دین کرد


    شهید خلیل محمدی هنگام عبور رزمندگان از ایستگاه راه آهن ازنا با اهدای کمک های خود، آنها را بدرقه می کرد.

    به گزارش حیات، بازاری شهید حاج خلیل محمدی در تاریخ 1316/12/4 در روستای رشیدی از توابع شهرستان ازنا در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود.

    وی از همان دوران کودکی به فراگیری علوم دینی پرداخت و بسیار مقید به انجام واجبات دینی بود. با پایان یافتن دوره سربازی با توجه به تمکن مالی وارد بازار شد و از بازاریان تاثیرگذار شهر شد.

    خلیل در انفاق به دیگران طوری عمل می کرد که به آنها برنخورد و سنگ صبور بازاریان و افراد بی بضاعت بود.

    بی‌توقع، بی‌ریا و عاشق و مخلص و جوانمرد بود. از هیچ کس گله نمی‌کرد و با انجام کوچکترین خطایی، فوراً عذرخواهی می‌کرد. 

    در مشکلات صبور بود و دیگران را دلداری می‌داد. در پشتیبانی از انقلابیون و روحانیون قبل از انقلاب کوتاهی نمی کرد و با شروع جنگ تحمیلی، خود و همسرش جزو عوامل اصلی پشتیبانی از جبهه و جنگ بودند و نقش موثری را در این خصوص ایفا نمودند.

    هنگام عبور رزمندگان از ایستگاه راه آهن ازنا با اهدای کمک های خود، آنها را بدرقه می نمود.

    ایشان علاوه بر کمک های ارسالی به جبهه ها یکی از معتمدین طراز اول شهر و بازار و از خیرین بنام شهر به شمار می رفت، قبل از انجام فریضه حج واجب، زمینی به مساحت هزار و صد متر در بهترین نقطه شهر جهت ساخت مسجد خریداری و وقف نمود.

    با اینکه وضعیت شغلی او به گونه‌ای بود که می‌توانست سرمایه و ثروت زیادی را کسب کند و زندگی تجملاتی داشته باشد، اما چون ایمان به خدا بر وجودش حکومت می‌کرد هرگز ثروتی را برای خود نمی‌خواست.

    در انجام فرائض دینی پایبند بود و تحت هیچ شرایطی از انجام آن، شانه خالی نمی‌کرد. در محیط خانواده آرام و متین بود چنانکه همه او را دوست می‌داشتند. در کارها بسیار جدی و مطمئن بود و احساس مسئولیت می‌کرد و خلوص و ادب و رفتارش برای همگان سرمشق و الگوی خوبی بود. 

    حاج خلیل مبلغ زیادی را در بانک ملی جهت ساخت مسجد سیدالشهدا اختصاص داد اما روح بلند این مرد آسمانی با این خدمات آرام نگرفت و برای جهاد در راه خدا، خانه و خانواده را به خدا سپرد و از طریق بسیج سپاه ازنا راهی میادین نبرد حق علیه باطل گردید.

    فرماندهان سپاه ازنا با شناختی که از حاج خلیل داشتند از وی در خواست می کنند که در پشت خط مقدم و در قسمت تدارکات مشغول به خدمت شود که با مخالفت وی روبرو می شوند و عنوان می کند اگر قصد من خدمت در تدارکات بود در شهر مفیدتر بودم و با اصرار زیاد به گردان عملیاتی شرافت گروهان فتح می پیوندد و به عنوان الگویی راسخ و شجاع برای سایر رزمندگان شناخته می شد.

    آری جامه زیبای شهادت، تنها به تن آنان برازنده و مقبول است که کلید آن را داشته باشند. این کلید در دست کسانی قرار دارد که عشق را وادی اول و آخر خود پندارند و در راه رسیدن به معبود از همه چیز و همه کس و تعلقات دنیای خود دل برکنند.

    سرانجام حاج خلیل پروانه‌وار پر و بال سوخت و در تاریخ 1361/11/22 در حین امدادگری در زیر باران آتش و گلوله شدید سپاه چهارم عراق به همراه 22 نفر دیگر از همشهریانش در عملیات والفجر مقدماتی در شیب نسیان فکه به شهادت می رسد.

    راوی : احمد لک رزمنده و جانباز دفاع مقدس

    انتهای پیام/
     

        کانال تلگرام
       کانال اینستاگرام



    مطالب مرتبط

    سینما و تلویزیون حق کربلای 5 را ادا کنند!

    سینما و تلویزیون حق کربلای 5 را ادا کنند!

    ما مردمانی اسطوره پرور و اسطوره دوست هستیم. قهرمانان ما از کوچه های شاهنامه بارها و بارها به دیدار ما آمده اند و یا ما ورق به ورق و خط به خط دنبالشان دویده ایم.

    |

    نظرات کاربران