فراخوانی ...
Esc = Cancel
عناوین برگزیده عناوین کل اخبار عربية
خدمات
آرشیو

leader.ir
president.ir
dolat.ir
هفته نامه حیات طیبه
دویست و نود و چهارمین …
دویست و نود و سومین شماره …
شماره 292 هفته‌نامه حیات …
شماره 291 هفته‌نامه «حیات …
پرونده وِیژه
برگی از تاریخ؛ روایت خبرنگار مجله اشپیگل از حماسه خرمشهر
 
گروه پرونده وِیژه یکشنبه 3 بهمن 1395 ساعت 10:02 شماره: 132478
  نسخه چاپی RSS
گفت وگوی حیات با مادر شهید مهدی عزیزی؛

مدافع زینبی که قدم به حجله خون یاران حسین (ع) گذاشت

گفت وگوی حیات با مادر شهید مهدی عزیزی؛
مدافع زینبی که قدم به حجله خون یاران حسین (ع) گذاشت

مهدی عزیزی مدافع حرم زینبی به عشق آقا امام حسین (ع) و مظلومیت حضرت زینب (س) ، بدون توجه به اصرارهای مادر برای ازدواج، با حضور در سوریه و شهادت قدم به حجله خون یاران حسین (ع) گذاشت و سبک‌بال تر از همیشه از این دنیا به سمت معشوق ابدی و ازلی رفت.

 به گزارش حیات، مهدی عزیزی مدافع حرم زینبی به عشق آقا امام حسین (ع) و مظلومیت حضرت زینب (س) ، بدون توجه به اصرارهای مادر برای ازدواج، با حضور در سوریه و شهادت قدم به حجله خون یاران حسین (ع) گذاشت و سبک‌بال تر از همیشه از این دنیا به سمت معشوق ابدی و ازلی رفت.

شمسی عزیزی مادر شهید در گفت و گو با خبرنگار حیات با بیان این که پسرم در دوران تحصیل بسیار درس خوان بود گفت: من علاوه بر مهدی پسری به نام مجید و یک دختر دارم. مهدی پسر شهیدم متولد 1361، در دوران مدرسه بسیار درسش خوب بود و من به او پیشنهاد دارم که رشته تجربی بخواند و وارد دانشگاه شود ولی قبول نکرد و در آزمون دانشکده افسری شرکت کرد و پذیرفته شد. 

وی با بیان این که مهدی داوطلبانه مدافع حرم در سوریه شد تصریح کرد: همسرم محمد عزیزی بازنشسته نیروی هوایی ارتش بود و مجید نیز نظامی است ولی هیچ گاه حرف مسائل کاری خود را به خانه نمی آوردند و ما نیز نمی دانستیم مهدی دقیقا چه اقداماتی انجام می دهد فقط برخی زمان ها که از ماموریت به خانه می آمد می گفت مادر شرمنده یک ساک لباس خاکی آوردم . 

مادر این شهید مدافع حرم با بیان این که مهدی تاکید کرده بود که پس از شهادتش بگوییم او داوطلبانه به سوریه اعزام شده است گفت: او همیشه می گفت من با اختیار خودم به سوریه می روم، بار آخری که به مرخصی آمده بود و قصد رفتن داشت کاملا مشخص بود که می دانست دیگر بازنمی گردد. وصیت هایش با همیشه فرق داشت به من گفت که مادر حرف دلت را به من بگو اگر اکنون امام حسین (ع) بود و از من میخواست که به جنگ بروم به او چه می گفتی که من گفتم قطعا به آقا می گفتم صدها مثل پسرم فدای شما. مهدی گفت پس اگر ما هم اکنون به یاری مظلوم نشتابیم کافریم. 

وی ادامه داد: من به مهدی گفتم مادر من دوست دارم باشی و خدمت کنی و او گفت هدف من هم خدمت است ولی اگر اتفاقی برایم افتاد می خواهم بدانم شما چه می کنی؟ که من گفتم قطعا به تو افتخار می کنم. پدرش هم همانند من فکر می کرد. پس از آن بود که مهدی لباس هایش را از کمد درآورد و وصیت کرد هر کدام را به شخصی بدهیم؛ شب پیش از ماه مبارک رمضان بود و من و مهدی روزه بودیم. می دانستم دیدار آخر است و اصلا حال خوشی نداشتم. 

وی در خصوص دلیل ازدواج نکردن شهید عزیزی تصریح کرد: او در مورد ازدواج برادر کوچکترش بسیار پافشاری می کرد و اعتقاد داشت که خداوند مخارج ازدواج را تامین می کند و خود برادرش مجید را داماد کرد. من هم برای او دختری از خانواده شهید را در نظر گرفته بودم و به مهدی می گفتم باید به خواستگاری برویم ولی او می گفت که مادر من دست بردار. آن بنده خدا چه گناهی کرده که هم فرزند شهید شود و هم همسر شهید. من حتی برای عروسم از مکه چادر سفید و برخی هدیه های دیگر گرفته بودم که مهدی اصرار داشت به کسی بدهم و سرانجام پس از شهادتش به عروسی بخشیدم. 

مادر شهید مدافع حرم مهدی عزیزی با اشاره به تماس تلفنی این شهید پیش از شهادت اظهارداشت: شب 23 ماه مبارک رمضان بود، برای افطاری مهمان داشتیم، مهدی تماس گرفت و نفس نفس می زد و می گفت که مادر باید مطلب مهمی را به تو بگویم. من آنقدر ذوق زده شدم که اجازه صحبت به مهدی را نمی دادم و مرتب از همه مسائل تعریف می کردم همانجا به او گفتم مهدی جان انگار که نفس تو به صورت من می خورد خیلی به من نزدیکی که آن لحظه بلند می گفت مولای من ، مادر من و بعد از مدتی قطع کرد. ما آن شب شهرستان بودیم فردای آن روز بر اثر اصرار زیاد بستگان برای آمدن به تهران و بد بودن حال یکی از اقوام به خانه آمدیم. ابتدا حس کردم اتفاقی برای دخترم افتاده ولی تا اسم حضرت زینب (س) را شنیدم گفتم متوجه شدم مهدی من شهید شده. مبارکش باشد گوارای وجودش باشد، فقط شما را به خدا شیرینی مهدی را تلخ نکنید. 

وی ادامه داد: هر زمان مهدی به خانه می آمد یاالله می گفت تا صدای من را بشنود و به او بگویم مهدی الله یارت و او دستانش را به سینه می کوبید و می گفت سلام سردار سلام مولا. او بسیار به من کمک می کرد، به هیچ عنوان اهل ریا نبود و خالصانه کار می کرد. من تصور می کنم که سرانجام همه خوبان شهادت است و سرنوشت مهدی نیز نباید غیر از این می شد. 

مادر این شهید مدافع حرم با بیان این که مهدی سبکبال از این دنیا رفت، اظهارداشت: او همیشه خوشرو و متبسم بود و هیچ وقت چیزی را برای خودش نمی خواست، در این دنیا یک موتور داشت که آن هم دو ماه پیش از شهادتش سرقت شد و او به خا نه آمد و گفت که مادر درویش بودیم درویش تر شدیم و می خندید. 

لازم به ذکر است شهید مدافع حرم مهدی عزیزی۱۱ مرداد 1392، در حال دفاع از حریم حرم حضرت زینب (س) در سوریه به دست تروریست های تکفیری به شهادت رسید. 

انتهای پیام




+ 0 -  


 
اوقات شرعی

سه‌شنبه 5 اردیبهشت 1396

اذان صبح
طلوع خورشيد
اذان ظهر
غروب خورشيد
اذان مغرب
نیمه شب شرعی
اوقات به افق:
دقت 3± دقیقه
تصاویر مرتبط
شهدی مهدی عزیزی
مرتبط

گلزار شهدای تهران میزبان برگزاری یادواره شهید «مهدی عزیزی»

بزرگداشت شهید مدافع حرم مهدی عزیزی در فرهنگسرای خاوران

از حضور در جنگ ۳۳ روزه تا شهادت در حلب

افطاری ساده مهمان شهدا، شما هم دعوتید

«محمدحسین عزیزآبادی» در سوریه به شهادت رسید

نظر شما