فراخوانی ...
Esc = Cancel
عناوین برگزیده عناوین کل اخبار عربية
خدمات
آرشیو

leader.ir
president.ir
dolat.ir
هفته نامه حیات طیبه
دویست و هشتادو دومین …
دویست و هشتادو یکمین …
دویست و هشتادمین شماره …
دویست و هفتاد و نهمین …
پرونده وِیژه
گفت وگوی حیات با مادر شهید مهدی عزیزی؛ مدافع زینبی که قدم به حجله خون یاران حسین (ع) گذاشت
 
گروه خاطرات یکشنبه 19 دی 1395 ساعت 10:48 شماره: 132289
  نسخه چاپی RSS
حیات برای نخستین بار منتشر می کند؛

خاطره ای جالب و عجیب از شهیدان احمد کاظمی و حسین خرازی

حیات برای نخستین بار منتشر می کند؛
خاطره ای جالب و عجیب از شهیدان احمد کاظمی و حسین خرازی

به مناسبت سالگرد شهادت احمد کاظمی، یکی از راویان دفاع مقدس خاطره ای جالب و عجیب از دو فرمانده بزرگ دفاع مقدس، حسین خرازی و احمد کاظمی تعریف کرد که برای نخستین بار در حیات منتشر می شود.

به گزارش حیات؛ یکی از راویان دفاع مقدس خاطره ای جالب از شهید احمد کاظمی و حسین خرازی در عملیات بیت المقدس تعریف می کند که نشان از شیطنت‌های این دو شهید اهل اصفهان می‌دهد. این خاطره که برای نخستین بار در حیات منتشر می شود، در ادامه می آید:

در عملیات بیت المقدس نیروها از رودخانه کارون عبور کردند و بر جاده اهواز خرمشهر مستقر شدند. قرارگاه فتح نیز در یک مکان جدید به طور موقت مسقر شده بود. از مرز رودخانه تا ابتدای جاده حدود 12 کیلیومتر فاصله است. حوالی ظهر بود که احمد کاظمی به رشید بی سیم زد که من خط خودم را پوشانده ام ولی این سمت حسین خرازی نیامده است و من دارم تهدید می شوم، به حسین بگویید خودش را به خط من الحاق کند. البته او در بی سیم خیلی با هیجان و عصبانیت و یک نوع جو سازی این مطالب را می گفت! هنوز یک دقیقه نشده بود که حسین بی سیم زد که من تا نقطه خودم آمده ام و احمد خودش را به ما نرسانده است و بین ما فاصله افتاده است؛ اگر او نیاید، دشمن ما را دور می زند و همگی ما را اسیر می کند. 
رشید هم که متعجب مانده بود گفت احمد که می گوید من تا نقطه خودم آمده ام، پس چه کسی تا نقطه خودش پیش نرفته است. رشید ادامه داد به سمت هم حرکت کنید تا به هم الحاق شوید ولی حسین اعلام کرد من تکان نمی خورم و به احمد بگویید خودش را به ما برساند. احمد هم بی سیم زد و گفت من تکان نمی خورم و دقیقا سر نقطه خودم هستم. این جدل همچنان ادامه داشت و هر چه رشید می گفت که یک نفر را بفرستید تا مطمئن شوید که راه را درست رفته اید، هیچ کدام کوتاه نمی آمدند و مطمئن بودند که راه را درست رفته اند. 
بعدها در عملیات رمضان که همراه احمد کاظمی و چند نفر دیگر به عنوان راوی حاضر بودم و با هم رفتیم منطقه را گشت زدیم تا خاطرات زنده شود، احمد آنجا تعریف کرد که من حسین خرازی در یک جیپ و با یک بی سیم داشتیم رشید را اذیت می کردیم! 
حالا نکته جالب اینجاست که در سمت دیگر عراقی ها دارند این مکالمات را شنود می کنند. عراقی نقطه خلا فرضی پیدا کرد و یک گردان سواره زرهی که حدود صد تانک و نفر بر می شود، به این سمت فرستاد. 
وقتی این گردان زرهی حرکت کرد آنها به آن سمت جاده و در چپ و راست آن رفتند و در خاکریزها پنهان شدند. عراقی ها وقتی کمی که نزدیک شدند شروع به آتش ریختن کردند ولی دستور داده بودند که هیچ کدام از بچه ها شلیک نکنند. عراقی که دیدند که هیچ کس نزدیک تر شدند تا به 50 متری جاده رسیدند. وقتی به این فاصله رسیدند، به خیال اینکه هیچ ایرانی اینجا نیست شروع به پیشروی سریع کردند که در آن لحظه حسین و احمد دستور دادند هر کسی با هر چه دارد، به سمت عراقی ها شلیک کند؛ اول از هم همه آرپی جی زن ها شلیک کردند و تعداد زیادی از تانک ها و نفربرها را زدند. 
عراقی ها که ترسیده بودند آنجا را رها کردند و فرار کردند ولی از آنجایی که هیچ جان پناهی نداشتند نیروهای ایرانی آنها را به راحتی مورد هدف قرار دادند. در آن درگیری تنها چهار نفر از ایرانی ها مجروح شدند ولی عراقی تلفات بسیار زیادی دادند، ضمن اینکه تعداد زیادی نفربر و تانک به غنیمت گرفتیم و همه اینها به این دلیل بود که احمد و حسین در بی سیم گفته بودند اینجا خلا است و کسی حضور ندارد و عراقی ها هم به خیال اینکه اینجا مستقر شوند تا فاصله این دو را پر کنند، به این سمت آمده بودند. در این پاتک بیش از صد اسیر گرفتند. در اسناد نیز از این موضوع به عنوان پاتک عارق به سه راه حسینیه ولی اصل قصه چیز دیگری است. بعدها این موضوع را به رشید گفتم که باعث خنده او شد. 




+ 0 -  


 
اوقات شرعی

یکشنبه 3 بهمن 1395

اذان صبح
طلوع خورشيد
اذان ظهر
غروب خورشيد
اذان مغرب
نیمه شب شرعی
اوقات به افق:
دقت 3± دقیقه
مرتبط

خاطره ای از مدیریت سردار جاوید الاثرحاج احمد متوسلیان به روایت شهید سردار همدانی

سردار وحیدی:
شهادت سرلشگر حسین همدانی، سبب تقویت و تداوم راه مقاومت می شود

فرمانده ای که از نگاه رهبری «شجاع و کارآمد» بود
حاج احمد کاظمی؛ سردار شهید عرفه

در سالروز بزرگداشت فرمانده نمونه سپاه پاسداران روایت شد؛
خاطراتی از شب شهادت الهامی نژاد به بیان همسر

سفر فرزند انقلاب از الی بیت المقدس تا بیت الزینب

نظر شما