فراخوانی ...
Esc = Cancel
عناوین برگزیده عناوین کل اخبار عربية
خدمات
آرشیو

leader.ir
president.ir
dolat.ir
هفته نامه حیات طیبه
دویست و هشتادو دومین …
دویست و هشتادو یکمین …
دویست و هشتادمین شماره …
دویست و هفتاد و نهمین …
پرونده وِیژه
دویست و هشتاد و سومین شماره هفته‌نامه «حیات طیبه» منتشر شد
 
گروه گزارش شنبه 18 دی 1395 ساعت 14:16 شماره: 132276
  نسخه چاپی RSS
به مناسبت سالگرد شهادت علم الهدی؛

شهیدی که با قرآن روی سینه اش شناسایی شد

به مناسبت سالگرد شهادت علم الهدی؛
شهیدی که با قرآن روی سینه اش شناسایی شد

در دی ماه سال ۶۰ بر اثر خیانت بنی صدر خائن در یک پاتک، عراقی ها ۱۲۰ نفر از بهترین یاران امام را مظلومانه به شهادت رساندند. وقتی پیکر شهید علم‌الهدی را پیدا کردند، قرآن روی سینه‌اش وسیله شناسایی‌ وی شد.

 زندگینامه شهید سید حسین علم الهدی 

در سال ۱۳۲۷ شمسی همزمان با سالروز وفات امام موسی بن جعفر(ع) در خانه روحانی متعهد و مجاهد مرحوم آیت الله سید مرتضی علم الهدی فرزندی پا به دنیا گذاشت که نامش او را حسین نهادند و از همان ابتدا حسین وار او را تربیت کردند. 

اولین مبارزه ی عملی حسین به زمانی برمی گردد که یک لانه فساد متشکل از رقاصه های مصری در مرکز شهر اهواز تشکیل گردید در این زمان بود که حسین و دوستانش این مرکز فساد را به آتش کشیدند و باعث فرار رقاصه های مصری از شهر شدند. 

در عاشورای سال ۵۳ حسین به همراه گروهی از دوستانش یک راهپیمایی بسیار منظم و منسجم را تشکیل داده بودند در حالی که جملاتی از امام حسین(ع) را بر سینه چسبانده بودند و حسین با طنین زیبای صدایش آیات قرآن که در وصف جهاد و حمایت از مستضعفین بود را تلاوت و سپس معنی می کرد . 

پس از راهپیمایی حسین دستگیر و روانه زندان می‌شود. وی که کوچکترین زندانی سیاسی بود ماه ها شکنجه شد، اما هیچ سخنی نگفت، در زندان نیز به زندانیان روحیه می‌داد. وی همیشه به مکتب می‌اندیشید و موضعش در برخورد با گروههای چپ و منحرف تنها برخورد هدایتگرانه بود نه صمیمیت. 

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی وارد کمیته انقلاب اسلامی مرکز شد و چندماهی بعنوان عضو شورای فرماندهی کمیته مرکزی فعالیت نمود و نیز مدتی بعنوان سرپرست کمیته انقلاب اهواز خدمت کرد. 

در این روزها حسین با تلاشی بسیار گسترده فعالیت می‌کرد بطوری که بسیاری از شبها فقط ۳ ساعت استراحت می‌کرد. 

حسین در کنار کارهای نظامی فعالیت های فرهنگی نیز می‌نمود و به تشکیل کلاس هایی در زمینه تدریس تاریخ اسلام و سخنرانی‌های مختلف اهتمام ورزید. 

حسین ۴ یا ۵ ما پس از پیروزی انقلاب با تلاش های شبانه روزی بسیار و با مراجعه به روستاهای مرزی ایران و عراق از اسلحه‌ها و فشنگ‌ها و دینارهای عراقی و پودر و روغن و… اسناد و مدارکی دال بر دخالت عراق در ایران با توضیحاتی که به خبرنگاران داد گفت : اینها آغازی است برای دخالت وسیع عراق در ایران ولی آن موقع هیچ توجهی به این مسأله نشد. 

حسین که خود را در برابر خون شهدا و خدای شهدا مسئول می‌دید، در همین زمان کنسولگری عراق در خرمشهر را به آتش کشید. 

حسین علم‌الهدی در موقع مطرح ساختن پیش نویس قانون اساسی در مجلس خبرگان، با کمک یکی از برادران طرح ولایت فقیه را تنظیم کرد و به نماینده اهواز در مجلس خبرگان داد. 

وی با کلام آتشین و زیبای خود عامل تشویق سربازان و پاسداران و مردم برای مقاومت علیه کفر بود و در شبیخونهای شبانه با کمک برادران دیگر نقش فعال داشت. 

حسین در جبهه های نبرد علیه دشمن همراه با حضرت آیت الله خامنه ای ، دکتر چمران و دیگر مسئولین برای تقسیم نیروها و شناسایی موقعیت دشمن و مسائل دیگر هر روز جلساتی را در اهواز تشکیل می داد اما حسین به چیز دیگری می اندیشید و روحش را به گونه ای دیگر پرورش داده بود او به جایی غیر از شهر تعلق داشت جایی که بتواند عشقش را به زیباترین شکل ترسیم کند و در اینجا بود که گمنام ترین و مظلوم ترین شهر که همان هویزه است را برای ادامه فعالیتهایش انتخاب کرد شهری که کمترین تجهیزات و نیروها در آن مستقر بود و از نظر استراتژیک و سوق الجیشی اهمیت فراوان داشت . 

نحوه شهادت : 
حسین و یارانش برای عملیات به هویزه رفته بودند و آن روز نیز دشمن با ضرباتی که قبلا از این نیروها خورده بود حمله بزرگی را با انبوه تانک های خود آغاز کرد. 

تانک ها به حدود ۵۰ متری خاکریزش رسیده بودند که حسین از جا بلند شد و نزدیکترین تانک را نشانه گرفت گلوله درست به وسط تانک خورد غیر از حسین دو نفر دیگر هم آر.پی.جی داشتند که دو تا تانک دیگر را هم نشانه گرفتند بقیه تانک ها سرجایشان ایستادند و خاکریزها را به گلوله بستند، از میان همه افراد گروه فقط او زنده مانده بود که با قامت استوار از جا بلند شد و به خاکریز دیگر رفت در حالی که دو گلوله آر.پی. جی در دست داشت. 

پشت خاکریز خوابیده بود و پس از مدتی اولین گلوله اش را شلیک کرد در این زمان چهار تانک به ده متری خاکریزش نزدیک شده بودند این شهید بزرگوار آخرین گلوله خود را شلیک کرد و سه تانک باقیمانده همزمان به طرف خاکریز حسین شلیک کردند و جسد پاک و مطهرش به هوا پرتاب شد و به آرزوی دیرینه و حقیقی خود که همان وصال محبوب ازلی و ابدی است دست یافت. 

در دی ماه سال ۶۰ بر اثر خیانت بنی صدر خائن در یک پاتک، عراقی ها ۱۲۰ نفر از بهترین یاران امام را مظلومانه به شهادت رساندند.  وقتی پیکر شهید علم‌الهدی را پیدا کردند، قرآن روی سینه‌اش وسیله شناسایی‌ وی شد.

انتهای پیام/




+ 0 -  


 
اوقات شرعی

شنبه 2 بهمن 1395

اذان صبح
طلوع خورشيد
اذان ظهر
غروب خورشيد
اذان مغرب
نیمه شب شرعی
اوقات به افق:
دقت 3± دقیقه
مرتبط

روایت دیدار فرمانده شهید سپاه هویزه و رهبر معظم انقلاب

یادی از حماسه سازان هویزه

عمر من با اتمام کتابت این قرآن تمام خواهد شد

مروری بر دست نوشته‌ شهید «حسین علم‌الهدی»

روایتی از شهید علم الهدی در زندان

نظر شما