فراخوانی ...
Esc = Cancel
عناوین برگزیده عناوین کل اخبار عربية
خدمات
آرشیو

leader.ir
president.ir
dolat.ir
هفته نامه حیات طیبه
شماره 287 نشریه حیات طیبه …
شماره 286 نشریه حیات طیبه …
دویست و هشتاد و چهارمین …
شماره 285 نشریه حیات طیبه …
پرونده وِیژه
برگی از تاریخ؛ روایت خبرنگار مجله اشپیگل از حماسه خرمشهر
 
گروه استان ها پنج‌شنبه 7 خرداد 1394 ساعت 10:00 شماره: 120472
  نسخه چاپی RSS
گلوله که آمد؛ زخم‌های تنت چشمه شد...

گلوله که آمد؛ زخم‌های تنت چشمه شد...

یادداشت یک جانباز و نویسنده دفاع مقدس به مناسبت گرامیداشت آزادسازی خرمشهر و جانفشانی‌های رزمندگان دفاع مقدس

 به گزارش خبرنگار خبرگزاری حیات از مشهد، غلامرضا بنی‌اسدی نویسنده و روزنامه‌نگار دفاع مقدس و از جانبازان سرفراز ایران اسلامی در یادداشتی نسبت به مقام رزمندگان اسلام ادای احترام کرد، در این یادداشت آمده است: 
گلوله که آمد بر زمین افتادنت را دیدم اما یقین داشتم که این افتادن، زمین خوردن نیست بلکه عین ایستادن است، خود قامت کشیدن است. یقین کردم دیگر هیچ تندبادی، هیچ انفجاری نمیتواند در ایستادگیات خللی ایجاد کند... گلوله که آمد، زخمهایت را دیدم که چشمه شده بود و زلال خونت که بر خاک میریخت و باور کردم، خشکسالی، برای همیشه از میان خواهد رفت و به کلمهای مهجور در لغت نامهها تبدیل خواهد شد که جاری خون تو، خاک خدا را به باور بهار میرساند، آن گونه که نفس به نفس شکوفاتر میشود و گل به گل پیراهن باور مردمان را گلستان می‌کند گلوله که آمد تو که بر زمین افتادی، زخم‌های تنت که چشمه شد، خونت را دیدم که در زمین به سمت کربلا جاری شد، ایمان آوردم به امتداد ثارا... در تاریخ بشریت و به شهادت آمدم «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» را و یقین کردم جاودانگی نهضت امام حسین(ع) را که هرگز به پایان نمی‌رسد، بلکه در هر عصر و در میان هر نسل، یزیدها را به پایان می‌رساند و خود همواره در آغازی دیگر قرار می‌گیرد... گلوله که آمد، زخم‌های تنت که چشمه شد، خونت که در زمین خدا، خدا را خواند، یقین کردم تو را در قامت شهید که نه یک بار، که هر روز شهید می‌شوی و هر بار شهید شدنت دیده‌ها را و دل ها را بیدارتر می‌کند. مثل خورشید که با هر بار طلوع، انسان‌ها را به روز دیگری می‌برد، و یک روز بزرگ‌تر می‌کند، مثل ماه که لحظه‌هاشان را زلال می‌کند، تو هر روز شهید می‌شوی جانباز و ما هر روز در پرتو انوار شهادت تو، به شهود می‌رسیم و خود را و خدای خود را بهتر می‌شناسیم... گلوله که آمد، زخم‌هایت که چشمه شد، خونت که به سمت کربلا جریان یافت یقین کردم جاودانگی‌ات را بر صراط مستقیم حق و حقیقت و باور کردم زمین هرگز از زادن «شهید» سترون نخواهد ماند، خشکسالی از میان خواهد رفت و بهار خواهد شد و ما مردمان نیز در پرتو بهار پرطراوت شما هر بامداد نماز صبح را با رکعتان عشق تعقیب خواهیم خواند. گلوله که آمد، خونت که جاری شد، حلول نور شهید را در جبینت هویدا دیدم که هل من ناصر ینصرنی حسین(ع) را هر روز لبیکی عاشقانه خواهی گفت...  




+ 0 -  


 
اوقات شرعی

پنج‌شنبه 5 اسفند 1395

اذان صبح
طلوع خورشيد
اذان ظهر
غروب خورشيد
اذان مغرب
نیمه شب شرعی
اوقات به افق:
دقت 3± دقیقه
مرتبط

نگاهی به خاطرات آزاده جانباز عباس فهیمیان
چهار گلوله برای توفیق

پیروزی در برابر اشرار با 3 گلوله در پهلو و جانبازی 70 درصد

حاج احمد خورشیدی‌آزاد:
ما روزی 30 گلوله خمپاره می‌زدیم ، دشمن 3 هزار

شهیدی که دو ماه پس از دامادیش لباس شهادت بر تن کرد

نامه شهیده 14 ساله به یک رزمنده بسیجی

نظر شما